تفسیر فقرۀ «یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح»
7گفتیم مرتبهای بالاتر از این هم هست: آن مرتبه این است که آن گناه تبدیل به حسنه میشود. اصلا این یک چیز عجیب است. این دیگر از مقام خَیرُ السَّاتِرِینَ برمیگردد به أَکرَمُ الأَکرَمِینَ. یعنی اصل همان أَکرَمُ الأَکرَمِینَ است که کرامت خدا میآید و میگوید حالا که تو برگشتی، حالا که تو توبه کردی، حالا که دست از آنها [برداشتی] و به سمت من آمدهای، اولاً من آن را ستر میکنم، میپوشانم و نمیگذارم فاش شود. دوم اینکه او را محو میکنم. سوم اینکه آن گناهی را که خود آن گناه، مولّد ظلمت و کدورت و قبض در نفس تو بود آن گناه را مبدل به نورانیّت و انبساط و بهجت و حالت ابتهاج میکنم در نفس تو، و این برای افراد حاصل میشود.
یکی از رفقا میگفت که من در زمان مرحوم آقا، بالاخره جوانی و از این حرفها، گفت وقتی خدمت آقا رسیدیم یک دفعه ایشان راجع به همین مطالب صحبت میکردند ـ حالا نمیدانم شب سهشنبه بود یا [عصر]جمعه، هرچه بود ـ میگفتند کنار ایشان نشسته بودم راجع به همین مطالب صحبت میکردند راجع به اینکه چطور خدا مبدل است. میگفت یکدفعه نگاه به خودم کردم انگار، دیدم من اصلا گناه انجام ندادهام و علاوه بر اینکه گناه انجام ندادهام هر کاری هم کردم الان حسنه برایم نوشتهاند. گفت اصلا ماندم که این قضیه چیست؟ و همینطور دیگر ادامه پیدا کرد پیدا کرد همینطور.
در آیه شریفه مگر نداریم إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صٰالِحاً فَأُوْلٰئِكَ يُبَدِّلُ اَللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ ﴿الفرقان، ٧٠﴾ کسانیکه توبه کنند ـ یعنی از رفتار ... که البته در اینجا بعضیها یک صحبتهایی دارند ـ آمَنَ؛ ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و توبه کنند و توبۀ حسابی، اینها أُوْلٰئِكَ يُبَدِّلُ اَللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ؛ خدا این سیئات را به حسنات برمیگرداند.
چطور سیئات به حسنات برمیگردد؟ این جای تأمل دارد که این سیئه، وقتی یک وجودی بر یک شکل و بر یک نمد در این دنیا خلق بشود و تحقق پیدا کند، مگر اهل فلسفه و حکمت نمیگویند که هر وجودی که متحقق بشود هیچگاه از بین نخواهد رفت. اینکه الان تحقق پیدا کرده با آن ظلمت و با آن کدورت چطور تبدیل میشود به حسنه و نور؟ مگر ظلمت میشود خودش تبدیل به نور بشود؟ چطور با مبانی و قواعد فلسفی جور درمیآید؟

