اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفسیر فقرۀ «یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح»

14455
سال 1438
نسخه عربی

تفسیر فقرۀ «یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح»

6
  • می‌بینید یک نفر خواب دید قضیه‌ای برای یک شخص اتفاق افتاد، می‌گوید من اصلا به کسی نگفته بودم و به کسی چیزی نگفته بودم. معلوم است خدا خواسته که این عمل خیر در اینجا مثلا مطرح شود، پخش شود. یا انسان یک کاری می‌کند فقط بین خود و بین خدا، یک‌مرتبه می‌بیند از یک‌جا این قضیه رو شد و این مسئله روشن شد. موارد عدیده‌ای از این موارد است.

  • از آن طرف سَتَرَ القَبِيحَ داریم که قبیح را می‌پوشانی. آدم بیاید و قبیح را بپوشاند؛ یک وقت یکی از دوستان نسبت به یک مسئله‌ای آمد و به من گفت که آقا من بین‌الطلوعین نشسته بودم و مشغول ذکر و اینها بودم، بعد یک شخصی را دیدم که این مسیری را که دارد می‌رود این مسیرش به یک چیز دیگری منحرف شد، به یک قضیه دیگری منحرف شد. اما اینکه چه کرده بود که این برایش اتفاق افتاده بود این را متوجه نشده بود، درحالی‌که اصلا ارتباط خیلی خاصی نداشت. ـ البته خود من نسبت به آن مسئله اطلاع داشتم ـ من رفتم به او تذکر دادم و آن شخص هم دیگر بنا را گذاشت بر اینکه دیگر تکرار نکند تا اینکه آن حالش تغییر پیدا کرد. بعد خود آن شخص دوباره متوجه شد که حال او عوض شده است. یعنی برای افرادی که بخواهد این مسئله را ببیند آن خود عمل و خود آن گناه و خود او هم روشن نیست.

  • قشنگ خدا می‌توانست این‌طرف را هم روشن کند دیگر، وقتی‌که این مسیرش منحرف شده، اینکه دارد به سمت کعبه می‌رود یک‌دفعه انحراف پیدا می‌کند، این مقدارش را که خدا [روشن] کرده خب مقدار دیگرش هم [می‌توانست،] ولی نه، خدا سَتَرَ القَبِیحَ است نمی‌خواهد قُبح مسئله بیاید و روشن شود. این مقام ستاریت اوست.

  • عرض شد یک مرتبۀ دیگر ستاریت این است که دیگر اصلا از ریشه این مطلب را خدا می‌آید برمی‌دارد و آن این است که اصلا آن گناهی که این انجام داده است آن گناه را می‌آید محو می‌کند. آنهایی که توبه می‌کنند و توبه‌های حسابی می‌کنند اصلا آن گناه را دیگر در وجود خود نمی‌بینند، توبۀ نصوح ها! اصلا گناه را در وجود خود نمی‌بینند. اصلا انگار خداوند برای انسان یک ذهولی می‌آورد، فراموشی می‌آورد، نسیان می‌آورد که اصلا به او فکر نکند، دیگر نسبت به آن اصلا توجهی نداشته باشد. از این بالاتر اینکه انسان آن آثار آن را هم نمی‌بیند؛ یعنی آثار آن گناه که کدورت باشد آن آثار را دیگر در خودش نمی‌بیند. چون نفسش عوض شده و نفسش برگشته است.