اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجلّی خداوند متعال در اولیاء خود

14083
سال 1438
نسخه عربی

تجلّی خداوند متعال در اولیاء خود

7
  • ـ آقا در فلان قضیه چه کنیم؟

  • ـ اختیار با خودتان است.

  • ـ می‌خواهیم نظر شما را بدانیم؟

  • ـ اختیار با خودتان است.

  • ـ آقا بالاخره ما در اینجا چه کنیم؟

  • ـ اختیار با خودتان است. گفتم اگر تا سال دیگر هم از من بپرسید جواب من این است: اختیار با خودتان است. حالا هی بپرس! وقتی یک‌ دفعه می‌گویم اختیار با خودتان است، اگر به آن اندازه هوش و ذکاوت و قدرت فهم داری که از این حرف من بفهمی بفهم. اگر نه، به آن حد نرسیدی پاسخ تو همین است: اختیار با خودتان است. توجه می‌کنید؟!

  • چرا؟ پاسخ این مسئله ممکن است هزار تا عواقب داشته باشد. بگویم بله، یک عواقبی دارد. بگویم نه، یک عواقبی دارد. این‌طور نیست که یک فقیه هرچه از او سؤال می‌کنند بلند شود بیاید مسئله را بگوید. نه، این‌طور نیست قضیه. هر چیزی حساب دارد.

  • الان این مسئله‌ای یادم آمد؛ مرحوم آخوند سلطان محمد گنابادی که از بزرگان و عرفای بزرگ، بسیار بسیار عالی‌مقام و عالی‌مقدار، ایشان در آنجا (گناباد) بودند و محفلی داشتند، افرادی مراوده داشتند می‌آمدند استفاده می‌کردند. طبعاً یک عده هم مخالف بودند از همین افرادی که ضد عرفان و روحانیونی که معمولاً غیر از فتنه و اینها کاری از آنها بر نمی‌آید. خلاصه بعد از آزار و اذیت‌های زیاد یک عده به سامرا آمدند که در آن زمان، زمان مرجعیت عامه مرحوم میرزا حسن شیرازی در سامرا بود.

  • مرحوم میرزا حسن آدم زرنگ و تیزی بود، آدم باهوشی بود. اهل معنا بود و اهل دل بود، یک چیزهایی داشت، یک حال و هوایی داشت، اهل بصیرت بود. در ارتباط با جامعه و افراد به چیزهای دیگری رجوع می‌کرد. خلاصه برای خودش مسائلی داشت، حال‌وهوایی داشت، بسیار مرد بزرگی بود. همین‌طور میرزا محمدتقی شیرازی، میرزای کوچک، آن هم بسیار مرد ... مرحوم آقا بارها می‌فرمودند: مرحوم میرزا محمدتقی بسیار مرد بی‌هوایی بود که به او میرزای کوچک یا میرزای دوم می‌گفتند. مرحوم میرزا محمدتقی در کربلا بود و مرحوم میرزا حسن در سامرا بود.