تجلّی خداوند متعال در اولیاء خود
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
«وَ لَو خِفتُ تَعجِیلَ العُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ المُطَّلِعِینَ بَل لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحکَمُ الحاکِمِینَ وَ أَکرَمُ الأَکرَمِینَ»
اگر ترس از تعجیل عقوبت داشتم از گناه اجتناب میکردم، و این نه به این جهت است که تو بر کار من نظارت نداری و اطلاعی بر اعمال و رفتار من نداری، نظارت و اطلاعت خیلی کم است و در مرتبهای نیست که مرا نسبت به انجام گناه بازدارد! نه اینطور نیست، بل به این جهت است که تو نه تنها بهترین ناظر و بالاترین مرتبۀ از اطلاع را به علم حضوری و به علم عِلّی داری. اطلاع تو اطلاع عِلّی است و علم تو بر رفتار و در اعمال ما علم حضوری است نه علم حصولی، که عالِم اطلاعی بر معلوم ندارد مگر بعد از توسط وسائط و وسائل، بلکه به این جهت است که تو بهترین ساتر و پوشانندۀ عیوب ما هستی. وقتی میبینم تو ستر میکنی و میپوشانی این به من جرئت میدهد به اینکه مرتکب خطا بشوم و اشتباه از من سر بزند.
و به این جهت است که تو أَحکَمُ الحاکِمِینَ هستی؛ در مقام حسابرسی اعمال و رفتار بندگانت، تو بهترین حکومت کننده و قاضی و حسابرس هستی و هر عملی را در جای خودش قرار میدهی، نه بالا و نه پایین.
صفت سوم، تو أَکرَمُ الأَکرَمِینَ هستی؛ تو علاوه بر اینکه ساتر هستی، تو علاوه بر اینکه بهترین حسابرس هستی و من در مقام حسابرسی هیچ نگرانی ندارم؛ چون میدانم سروکارم با توست، قاضی بیاید پرونده را اینطرف یا آنطرف کند و یک فایل را از آن بردارد و دوتا فایل به آن اضافه کند! نه، میبینیم اینها در تو نیست. تو همان حکومت و همان حسابی را که زیبنده توست و لایق توست، تو همان را برای من مقرر میکنی. حالا اضافه بر این تو أَکرَمُ الأَکرَمِینَ هم هستی؛ یعنی در مقام کرامت و در مقام بزرگواری که نسبت به بندگانت داری اصلاً یکمرتبهای داری که مالایُتَصَوَر است و به تصور نمیآید.

