اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجلّی خداوند متعال در اولیاء خود

14083
سال 1438
نسخه عربی

تجلّی خداوند متعال در اولیاء خود

5
  • یک وقتی شما از زراره می‌شنوید ـ بهترین [صحابی] زراره است ـ اما بالاخره بشر است؛ حالا این بشر گوش دارد ـ گوشش پرده صماخ دارد و چکشی و استخوان، هزار تا پیچ ـ به خاطر این حرف می‌رود در گوش و چطوری درک می‌کند، بعد این را می‌آید منتقل می‌کند و هزار تا پیچ می‌خورد. آن‌وقت چطور در مسئلۀ به این مهمی که اعتقاد انسان بر این پایه می‌خواهد پی‌ریزی بشود و براساس اعتقاد تکلیف مترتب بشود. چطور به یک خبر واحدی انسان می‌تواند تمسک کند و آن را ملاک قرار بدهد؟ ما خودمان این مطلب را تجربه کرده‌ایم، صحت این مسئله را خود ما تجربه کرده‌ایم که به خبر واحد نمی‌شود وثوق کرد و به او اعتماد کرد! در موارد عدیده و در مسائل مختلفه ما این را تجربه کرده‌ایم!

  • احکام، حالا اشکالی ندارد البته با ضم و ضمائمی می‌شود؛ اگر خبر دارای وثاقتی باشد انسان می‌تواند تمسک کند، ولی مسائل اعتقادی و مسائل مبنایی و مسائل اصولی ابدا ابدا، این قابل برای تمسک نیست. به همین جهت است که انسان باید رفتار اولیاء را اُسوه قرار بدهد. چرا؟ چون رفتار اولیاء با حوادث و با پدیده های مادّی و عالم شهوانی و عالم هواها و امیال نفسانی با آنها ممزوج نمی‌شود، خلط نمی‌شود، قاطی نمی‌شود. همانی که هست همان مطرح می‌شود، همانی که هست همان گفته می‌شود.

  • اگر انسان به اولیاء دسترسی ندارد باید بدنبال واسطه‌ای بگردد که در نقل قول از اولیاء، آنها وثوق داشته باشند؛ اولیاء همیشه که در دسترس نیستند مثل الان، الان ولیّ خدا کیست؟ ما نمی‌دانیم. آنکه بود و می‌شناختیم از دنیا رفت، الان هیچ‌کس. همه‌مان یکی هستیم، همه‌مان کسانی هستیم که بالاخره آن بزرگ را دیدیم و کم و بیش پای صحبتش نشستیم، بالاخره آنهایی که حالا بودند و دیدند. بالاخره می‌دانیم آنها فرق می‌کنند آنها حساب‌شان فرق می‌کند.

  • اینجا آدم باید دنبال رفیقی بگردد، دنبال شخصی بگردد که اولاً حافظه و ضبطش حافظۀ خوبی باشد، فراموشی نداشته باشد، سهو و خطا و نسیان در سخنان و کلماتش کمتر، نه اینکه نیست، آن که نیست برای معصوم است. نه، ما همه داریم منتها کمتر ـ مرجهات روایت و راوی و سندی همین است دیگر ـ خبطش کمتر باشد، سهوش کمتر باشد، نسیانش کمتر باشد. دیگر اینکه نسبت به خصوصیّات نفسانی و مسائل نفسانی مشکلش کمتر باشد، این خیلی مهم است! باید دنبال یک هم‌چنین فردی گشت که خواست خودش را نیاید قاطی کند. بگوید مرحوم آقا نظرشان این بوده، درحالتی‌که نظرشان هم این نبوده است.