ملاک ارزش عمل (1)
17عطیّه از شاگردان ابنعبّاس است و تفسیری در پنج جزء نوشته است و سه مرتبه آن تفسیر را به ابنعبّاس عرضه داشته است، و هفتاد بار قرآن را در نزد ابنعبّاس قرائت کرده است؛ عطیّه هم از بزرگان روات شیعه است!1
اسرار غسل و إحرامبستن جابر قبل از زیارت حضرت سیّدالشّهدا در روز اربعین
جابر بن عبداللَه انصاری از مدینه حرکت میکند و به کوفه میآید.2 حالا یا از مدینه با عطیّه آمده است، یا اینکه خودش از مدینه به کوفه آمده است و از کوفه با عطیّۀ کوفی بهسوی قبر حضرت سیّدالشّهدا برای زیارت آمده است؛ اینها دیگر معلوم نیست. اجمالاً مرحوم عمادالدّین طبری آملی روایتی را با سلسلۀ سند متّصل خود از همین عطیّه در کتاب بشارة المصطفیٰ ـ که از کتب نفیس شیعه است ـ نقل میکند و میگوید:
روز اربعین با جابر بن عبداللَه انصاری برای زیارت قبر سیّدالشّهدا علیه السّلام حرکت کردیم. جابر در نهر فرات غسل کرد و بعد جامههای خود را إحرام کرد، مقداری از سُعد بر بدن خود پاشید و آرامآرام بهسوی قبر حرکت کرد.3
بنده یکوقت در همین قضیّۀ غسل کردن جابر و إحرام بستن او فکر میکردم! چون در روایات داریم:
کسی که برای حجّ حرکت میکند، اگر لباس إحرام ندارد همان لباس خود را إحرام کند، منتها وارو بپوشد؛ کتش را وارو کند، دستهایش را در بیاورد،
بالای کتش را روی شانهاش بیندازد و دستها را از پایین آویزان کند!4
آیا جابر از پیغمبر یا امیرالمؤمنین شنیده بود که اگر کسی بخواهد قبر سیّدالشّهدا یا قبر امام را زیارت کند، باید إحرام ببندد و غسل کند؟ یا اینکه این تفطّن خود جابر بود؛ چون فقیه آن کسی است که بتواند از اصول، تفریعِ فروع کند! گویا روح اسلام در مغز جابر جا گرفته بود، و او به حقیقتِ مذاق اسلام و سرّ قانون آشنا شده بود که میدانست: إحرام و غسل زیارت و طوافی که برای خانۀ خدا تشریع شده است، دارای یک سرّ و حقیقتی است؛ و حقیقت خانۀ خدا، مقام ولایت سیّدالشّهدا علیه السّلام است! پس اینجا که بدن او در میان زمین افتاده است، خانۀ خدا است و حقیقت مقام ولایت در اینجا مدفون است! کعبۀ ظاهر، ظاهر است و اینجا باطن است؛ پس به طریق أولیٰ باید اینجا غسل کرد و با إحرام حرکت کرد! روی این معنا حتّی روایت داریم: «فقیه باید دارای ملکۀ قدسیّه باشد!»5 ملکۀ قدسیّه نوری از خدا در قلب است که فقیه میتواند بهواسطۀ آن نور، آن احکام کلّی را بر مصادیق خودش بار کند و مصادیق آن را خوب تشخیص بدهد و بشناسد. جابر دارای این نور بود که چنین تشخیصی داد که حالا که میخواهد بر سر قبر پسر پیغمبر برود، باید إحرام ببندد و باید غسل کند! لذا غسل طواف و غسل زیارت کرد و بهسوی حقیقت خانۀ خدا إحرام بست!
- تنقیح المَقال، ج ٢، ص ٢٥٣.
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٧٨٧؛ بشارة المصطفیٰ، ص ٧٤.
- بشارة المصطفیٰ، ص ٧٤.
- الکافی، ج ٤، ص ٣٤٧؛ وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٤٨٦ و ٤٨٧.
- مصباح الشّریعة، ص ١٦:
«قال الصّادق علیه السّلام: ”لا یَحِلُّ الفُتیا لمَن لا یَصطَفِی [یَستَفتی] مِن اللهِ تعالیٰ بصَفاء سِرِّه و إخلاصِ عَمَلِه و عَلانیّتِه و بُرهانٍ من ربِّه فی کلِّ حال؛ لأنّ مَن أفتیٰ فقَد حَکَم، و الحکمُ لا یَصِحُّ إلّا بإذنٍ مِن الله عزّوجلّ و بُرهانِه، و مَن حَکَم بِخَبرٍ بلا مُعایَنةٍ فهو جاهلٌ مأخوذٌ بجَهله و مأثومٌ بحُکمِه!“ کما دَلّ الخبرُ: ”العِلمُ نورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاء!“»
ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٣، ص ٧:
«فتوا دادن در مسائل شرعیّه حلال نیست کسی را که استفتاء نکند از حقّ تعالیٰ با باطن پاک خود از لوث آلودگیها، و با نفس پاکیزۀ خود از کدورتِ ارتکاب مناهی؛ و جائز نیست فتوا دادن از برای کسی که عبادت و طاعتش برای خدا خالص نباشد، و ظاهر و باطن او موافق نباشد، و در جمیع مسائل ضروری و حالات لابُدّی، برهان و مُستَمسَک قائمی مثل آیه و حدیث نداشته باشد! (یعنی تا کسی متّصِف به این صفات نباشد، جائز نیست که در هیچ حکمی از احکام، فتوا دهد.) چراکه فتوا دادن، حُکم دادن در مسائل شرعی است؛ و حکم جزم نمودن در شرعیّات صحیح نیست مگر به إذن شارع و مرخّص و مجاز بودن از جانب شارع به دلیل و برهانِ قائم! و هر که حکم کند به خبری و حدیثی و نسبت دهد آن را به پیغمبر یا وصیّ پیغمبر و خودش آن خبر را ندیده باشد و جزم و قطع به آن نداشته باشد، پس آن مُفتی، جاهل به آن حکم و آثم و گناهکار است!» [«چنانچه خبر دلالت بر آن دارد: ”علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالیٰ ارادۀ هدایت او را نموده است، واقع میشود!“» (محقّق)]

