ملاک ارزش عمل (1)
15پس خدای علیّ أعلیٰ خیلی عادل است! اینقدر عادل است که هر کس را میبرد و در جای خود و مقام خودش قرار میدهد، و تمام إشکالات و گِلهها هم از بین میرود! اشکالات و گلهها تا آنجایی است که انسان میخواهد با فکر خودش در مقام انطباق با عالم ظاهر، کار خدا را بررسی کند و حجّت را علیه او تمام کند؛ امّا وقتیکه انسان را از این مرحله عبور میدهند و با حساب واقع اندازهگیری میشود، میبیند عجیب خدایی است! آنوقت همه از خدا راضی میشوند و دیگر هیچکس از خدا گلهای ندارد، و حجّت خدا بر همۀ افراد تمام میشود!1
روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان بهواسطۀ محبّت به آنها
جابر بن عبداللَه انصاری که امروز بعد از چهل روز برای زیارت قبر سیّدالشّهدا علیه السّلام آمد، به عطیّۀ عوفی کوفی گفت:
من از پیغمبر شنیدهام که پیغمبر فرمود: «هر کسی که قومی را دوست داشته باشد، با آنها محشور میشود؛ و هر کسی که عمل قومی را دوست داشته باشد، با عمل آنها شریک است!» پس ما با امام حسین جهاد کردیم و با امام
حسین کشته شدیم، چون قلب من حکایت میکند که با امام حسین بودهایم!2
شرح حال و علوّ مقام جابر بن عبداللَه انصاری و عطیّۀ کوفی
محکم هم میگفت! درحالیکه در آنوقت که به زیارت قبر سیّدالشّهدا علیه السّلام آمد، مردی بود که هفتاد و دو سال از عمرش میگذشت؛3 چون جابر از اصحاب رسول خدا بود و در جنگ بدر و احد شرکت داشت.4 مرحوم میرزا محمّد اردبیلی در رجال مینویسد: «او در جنگ بدر و در هجده غزوه از غزوات پیغمبر با پیغمبر شرکت داشته است.»5 و ابنعبد البرّ در إستیعاب دارد: «او در جنگ صفّین در رکاب امیرالمؤمنین بوده است.»6
پدرش عبداللَه بن عَمرو بن حرام انصاری است که همراه همین پسرش در جنگ اُحد جنگ میکرد7 و شهید شد و پیغمبر او و عَمرو بن جَموح را در یک قبر قرار دادند.8
- جهت اطّلاع بیشتر بر روایات باب نیّت، رجوع شود به بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ١٨٥ ـ ٢١٢.
- بشارة المصطفیٰ، ص ٧٥.
- با احتساب اینکه بنا بر نقل منابع ذیل، تاریخ وفات ایشان در سال ٧٨ ه . ق و در سنّ ٩٠ سالگی باشد، در زیارت کربلا تقریباً ٧٢ سال داشتهاند: الطّبقات الکبریٰ، ج ٥، ص ١٧١؛ تاریخ الطّبری، ج ١١، ص ٥٢٦؛ مروج الذّهب، ج ٣، ص ١١٥؛ رجال الطّوسی، ص ٣٢. (محقّق)
- الإستیعاب، ج ١، ص ٢٢٠.
- جامع الرّواة، ج ١، ص ١٤٣، به نقل از رجال الطّوسی، ص ٣١.
- و ٦. الإستیعاب، ج ١، ص ٢٢٠.
- المغازی، الواقدی، ج ١، ص ٢٦٦؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٣، ص ٤٢٤؛ تاریخ خلیفة، ص ٣٠.

