اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

میزان ارزش انسان براساس تقوا. معیار ارزش عمل انسان براساس نیّت او. نقد شبهه‌ای پیرامون ارزش اختراعات مهم در خدمت به بشریّت و کارهای خیر غیر مسلمانان. بررسی مضرّات ضدّ بشریّت برخی اختراعات و اکتشافات بزرگ به‌واسطۀ سوءاستفاده از آنها. تحلیل نیّات و أغراض مخترعین و مکتشفین غیر مسلمان. اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرضشان از اختراعات و اکتشافات. اجر و پاداش اعمال براساس نیّت و مقصود افراد. حیات جاهلی به‌واسطۀ حرکت در مسیر اهواء نفسانی و حیات طیّبه به‌واسطۀ حرکت به‌سوی حق. علّت خلود در جهنّم یا بهشت. ملاک الهی بودن نیّت و مقصود علما و دانشمندان. تفاوت میزان ارزش عمل در عالم اعتبار و در عالم حقیقت. جاودانگی در بهشت یا جهنّم به‌سبب نیّت بر تداوم عمل ثواب یا ارتکاب معصیت در دنیا. کیفیّت عدل خداوند در محاسبۀ اعمال انسان. روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان به‌واسطۀ محبّت به آنها.  شرح حال و علوّ مقام جابر بن عبداللَه انصاری و عطیّۀ کوفی. اسرار غسل و إحرام‌بستن جابر قبل از زیارت حضرت سیّدالشّهدا در روز اربعین. مناجات جابر با حضرت اباعبداللَه الحسین. علّت معیّت جابر با اصحاب امام حسین در فداکاری‌ها و جانفشانی‌های روز عاشورا.

ملاک ارزش عمل (1)

توضیحات:

میزان ارزش انسان براساس تقوا. معیار ارزش عمل انسان براساس نیّت او. نقد شبهه‌ای پیرامون ارزش اختراعات مهم در خدمت به بشریّت و کارهای خیر غیر مسلمانان. بررسی مضرّات ضدّ بشریّت برخی اختراعات و اکتشافات بزرگ به‌واسطۀ سوءاستفاده از آنها. تحلیل نیّات و أغراض مخترعین و مکتشفین غیر مسلمان. اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرضشان از اختراعات و اکتشافات. اجر و پاداش اعمال براساس نیّت و مقصود افراد. حیات جاهلی به‌واسطۀ حرکت در مسیر اهواء نفسانی و حیات طیّبه به‌واسطۀ حرکت به‌سوی حق. علّت خلود در جهنّم یا بهشت. ملاک الهی بودن نیّت و مقصود علما و دانشمندان. تفاوت میزان ارزش عمل در عالم اعتبار و در عالم حقیقت. جاودانگی در بهشت یا جهنّم به‌سبب نیّت بر تداوم عمل ثواب یا ارتکاب معصیت در دنیا. کیفیّت عدل خداوند در محاسبۀ اعمال انسان. روایت جابر از پیغمبر اکرم دربارۀ معیّت با یک قوم و عملشان به‌واسطۀ محبّت به آنها.  شرح حال و علوّ مقام جابر بن عبداللَه انصاری و عطیّۀ کوفی. اسرار غسل و إحرام‌بستن جابر قبل از زیارت حضرت سیّدالشّهدا در روز اربعین. مناجات جابر با حضرت اباعبداللَه الحسین. علّت معیّت جابر با اصحاب امام حسین در فداکاری‌ها و جانفشانی‌های روز عاشورا.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ملاک ارزش عمل (1)

7
  • آدم که صبح از منزلش بیرون می‌رود تا از دکّان عطّاری یک سیر قند یا دو مثقال چایی بخرد، وقتی در دکّان عطّاری می‌رود، می‌گوید: «آقا یک سیر قند یا دو مثقال چایی بده!» و او به انسان می‌دهد و پولش را هم می‌گیرد. بعد انسان اگر باز هم بایستد، او می‌گوید: «چرا ایستاده‌ای؟ مگر مقصدت این نبود؟ من دادم، دیگر چه می‌خواهی؟» انسان باید برگردد، مقصدش این بود و به مقصدش رسیده است!

  • آن کسی که مقصدش این بود که اختراع کند تا مجسّمۀ او را بسازند، خب ساختند؛ جلوی اسم او بگویند: دکتر! پرفسور! مهندس! دارای نشانِ فلان! خُب به او گفتند، بیش از این غرض و مقصدی ندارد! یا خدای نا کرده اگر مقاصد سوء دیگری هم داشته باشد که مثلاً مردم نابود بشوند، خب به آن مقصد هم که رسید و نتیجۀ این اختراعات هم که ظاهر شد! حالا این شخص در پیشگاه پروردگار می‌آید و می‌گوید: خدایا، من بهشت می‌خواهم، و می‌خواهم در أعلیٰ علّیّین زندگی کنم!

  • ـ خب به چه دلیل و به چه مقصدی؟ طالب اینجا نبودی و اینجا را نمی‌خواستی!

  • ـ خدایا! تو مگر عادل نیستی؟

  • ـ چرا من عادلم!

  • ـ پس چرا مرا اینجا آوردی؟ ـ خودت خواستی اینجا بیایی! مگر نخواستی اینجا بیایی؟ من تو را همان‌جایی که خواستی، آوردم!

  • ـ من در دنیا زحمت کشیدم!

  • ـ زحمت کشیدی برای چه؟ همان را که برای آن زحمت کشیدی، به تو دادم؛ دیگر از ما چه می‌خواهی؟!

  • اجر و پاداش اعمال براساس نیّت و مقصود افراد

  • درس خواندی و عالِم شدی که یقال له: إنّه رجلٌ قارئ! «بگویند: آقا خوب صحبت می‌کند و قاری خوبی است، و شخصی اهل تکلّم و سخنرانی است و موعظۀ بلیغ می‌کند!» فقَد قیل ذلک؛ «خب به تو گفته شد!» امروز از ما چه می‌خواهی؟ مگر برای این جهت کار نکردی؟! به مقصدت رسیدی!

  • جود و بخشش کردی حتّیٰ قیلَ لک: إنّکَ رَجلٌ جَواد! «تا بگویند: آقا دست به جیب است، خیلی پول خرج می‌کند، سفره می‌اندازد، انفاق می‌کند و به فقرا رسیدگی می‌کند!» فقد قیلَ ذلک!1 «خب به تو گفتند!» امروز چه می‌خواهی؟! تمام اعمال روی حساب است:

    1. مجموعة الرسائل، أسرار الصلاة، الشّهید الثّانی، ص ٣٨:
      «عنه صلَّی الله علیه و آله و سلّم: إنّ أوّلَ مَن یُدعیٰ یومَ القیامةِ رجلٌ جَمَعَ القُرآنَ، و رَجلٌ قُتِلَ فی سَبیل الله، و رجلٌ کثیرُ المال.
      فیقولُ اللهُ عزّوجلّ للْقارِئِ: ”أ لَم اُعَلِّمْکَ ما أنزلتُ علیٰ رسولی؟!“ فیقول: ”بلیٰ یا ربِّ!“ فیقولُ: ”ما عَمِلتَ فیما عَلِمتَ؟“ فیقولُ: ”یا ربِّ، قمتُ به فی آناءِ اللّیلِ و أطرافِ النّهار.“ فیقولُ اللهُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ الملائکةُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ اللهُ تعالیٰ: ”إنّما أرَدتَ أن یُقالَ: فلانٌ قارِئٌ! فقد قیل ذلک!“
      و یُؤتیٰ بصاحبِ المالِ؛ فیقولُ الله تعالیٰ: ”أ لم أُوَسِّعْ علیک حتّیٰ لم أدَعْکَ تَحتاجُ إلیٰ أحَدٍ؟!“ فیقولُ: ”بلیٰ یا ربِّ!“ فیقولُ: ”فماذا عَمِلتَ فیما آتَیتُک؟“ قال: ”کُنتُ أصِلُ الرّحِمَ و أتَصدَّقُ.“ فیقولُ الله: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ الملائکةُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ اللهُ سبحانه: ”بَل أرَدتَ أن یُقالَ: فلانٌ جوادٌ! و قد قیل ذلک!“
      و یُؤتیٰ بالّذی قُتِلَ فی سبیل الله؛ فیقولُ اللهُ: ”ما فَعَلتَ؟!“ فیقول: ”أمَرتَ بالجِهادِ فی سَبیلِک، فقاتَلتُ حتّیٰ قُتِلتُ.“ فیقولُ اللهُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ الملائکةُ: ”کَذَبتَ!“ فیقولُ اللهُ: ”بَل أردتَ أن یُقالَ: فلانٌ جَریءٌ و شَجاعٌ! فقَد قیل ذلک!“ 
       ثمّ قالَ رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه و آله و سلّم: أولئک خلقُ اللهِ تُسعَرُ بِهِم نارُ جَهَنّم!»
      ترجمه: «از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمودند:
      نخستین کسانی که در روز قیامت خوانده می‌شوند، مردی است که قرآن را جمع کرده است و مردی است که در راه خدا کشته شده است و مردی است که مال فراوانی داشته است.
      خداوند عزّوجل به قاری قرآن می‌فرماید: ”مگر آنچه را که بر رسول خود فرو فرستادم، به تو تعلیم ننمودم؟!“ او می‌گوید: ”بله ای پروردگار من، تعلیم فرمودی!“ خداوند متعال می‌فرماید: ”پس دربارۀ آنچه که علم و اطّلاع پیدا کردی، چه عملی انجام دادی؟“ او می‌گوید: ”پروردگارا، من در ساعات هر شب و ابتدا و انتهای هر روز با خواندن قرآن به عبادت تو برخاستم.“ خداوند می‌فرماید: ”دروغ می‌گویی!“ و ملائکه نیز می‌گویند: ”دروغ می‌گویی!“ و خداوند در این هنگام می‌فرماید: ”همانا مقصود تو آن بود که گفته شود: فلانی اهل قرآن است! و همین هم گفته شد!“
      بعد از آن، فرد متموّل و صاحب مال را می‌آورند؛ خداوند از او سؤال می‌کند: ”مگر من تو را از جهت مالی در وسعت و گشایش قرار ندادم و تو را از تمام مردم بی‌نیاز نکردم؟!“ او می‌گوید: ”آری ای خدای من!“ خداوند می‌فرماید: ”پس دربارۀ آنچه به تو دادم، چه عملی انجام دادی؟“ می‌گوید: ”من همیشه صلۀ رحم بجا می‌آوردم و صدقه می‌دادم.“ خداوند می‌فرماید: ”دروغ می‌گویی!“ و ملائکه نیز می‌گویند: ”دروغ می‌گویی!“ و خداوند سبحان در این هنگام می‌فرماید: ”تو این کارها را می‌کردی تا بگویند: فلانی جواد و بخشنده است! و این را هم گفتند!“
      بعد از آن، فردی را که در راه خدا کشته شده است می‌آورند؛ خداوند به او می‌فرماید: ”تو چه کردی؟!“ او می‌گوید: ”بار خدایا، تو امر به جهاد در راهت فرمودی، و من هم جنگ کردم تا در راه تو کشته شدم!“ خداوند می‌فرماید: ”دروغ می‌گویی!“ و ملائکه نیز می‌گویند: ”دروغ می‌گویی!“ و خداوند در این هنگام می‌فرماید: ”بلکه تو می‌خواستی که گفته شود: فلانی شجاع و بی‌باک است! و همین هم گفته شد!“
      سپس رسول خدا فرمودند: این افراد، مخلوقاتی هستند که آتش جهنّم به‌واسطۀ آنها ملتهب و گداخته می‌گردد!» (محقّق)
/ 380