لزوم سیروسلوک تدریجی و مرحلهای
6وقتی به اینجا رسید میشود خَتَمَ اَللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىٰ سَمْعِهِمْ وَ عَلىٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَةٌ ﴿البقرة، ٧﴾ خدا بر دل و بر گوش آنها و بر چشم آنها یک پردهای میاندازد و در آن فضای پرده دیگر چه میتواند ببیند؟! آیا میتواند صداقت در آنجا ببیند؟ آیا میتواند در آنجا حقیقت ببیند؟ آیا میتواند در آنجا صفا ببیند؟ آیا آیا آیا آیا... ابدا. خَتَمَ اَللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىٰ سَمْعِهِمْ وَ عَلىٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَةٌ ختم میکند خدا، مهر میزند. ختم یعنی مهر زدن، یعنی دیگر کارش تمام است. دیگر همه این روزنهها از بین رفته است، دیگر این آب سیاه سیاه شده است. اینجاست که کار آدم و فاتحه آدم دیگر خوانده شده است و این بهواسطۀ عدم توجه و خرده خرده وارد شدن است.
این آبی که الان اینطور است یکدفعه که اینطور نشده است. شما یکدفعه شیشه مرکب را صاف خالی میکنید در آب همه چیز برهم میریزد، نه، یک قطره یک قطره یواش یواش. این قلب انسان هم یواش یواش شروع میکند به خراب شدن نه یکدفعه! لذا انسان وقتیکه یک گناه میکند خیلی برایش سخت است، اصلاً آن روز پریشان است، ناراحت است، این چه غلطی بود که کردم، این چه گناهی بود که کردم! دوباره تکرار که بشود آسانتر میشود دوباره این مسئله، تا وقتیکه انسان آن گناه را میکند هیچ چیزش هم نیست هیچ باکی هم ندارد، این را بسته شدن میگویند.
بر این اساس فکرش همان میشود به همان طریق، سلیقهاش به همان نحو میرود و میلش به همان نحو میرود. میل به گناه برایش بیشتر است تا میل به ثواب؛ وقتی در یک مجلس بنشیند اگر در آن مجلس غیبت و خبرهای دورغ باشد شب تا صبح مینشیند، اما اگر وارد یک مجلس شوند که بخواهند دوتا حدیث بخوانند و دوتا روایت بخوانند میگوید آی چیه؟ حوصلهمان سررفت! و بلند میشود میرود. میلش هم میرود به آن سمت، محبتش میرود به آن سمت، رفقایی که انتخاب میکند رفقای آنطوری انتخاب میکند. در مقابل، آن رفقایی را که از دست میدهد آنهایی هستند که در نقطه مقابل با او قرار دارند، اصلاً نمیتواند جمع شود نمیتواند، اصلاً نمیتواند با آنها حرف بزند یک مقداری که تازه صحبت کند.

