اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم سیروسلوک تدریجی و مرحله‌ای

14556
سال 1438

لزوم سیروسلوک تدریجی و مرحله‌ای

12
  • لذا مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ همیشه می‌فرمودند خدا با هر که بیشتر کار دارد بیشتر بر سرش می‌آورد. چون با ائمه کار دارد از همه بیشتر به سر همین ائمه آورد. بر سر همین پیغمبر چه آورد و بر سر این امیرالمؤمنین، بر سر همین فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین. دیگر چه نشد واقعا، آدم این صحرای کربلا را می‌بیند واقعا می‌گوید چه به فکر آدم می‌آمد که نکردند و چه نکردند. ولی نگاه می‌کنید می‌بینید امام حسین دارد عوض می‌شود. از روز عاشورا و ساعت به ساعت هی دارد عوض می‌شود، چهره دارد برافروخته می‌شود. اینکه همان امام است، اینکه فرقی نکرده است اینکه امام است، خود امام هم با خدا یک حسابی دارد که ما نمی‌دانیم. امامت بجای خود، آنکه خدا برای امام دارد در نظر می‌گیرد ما که خبر نداریم ما چه می‌دانیم.

  • لذا امام حسینی که در عصر عاشورا افتاد روی خاک با آن که در صبح عاشورا بود چیز دیگری بود، اصلاً به کجا دیگر رسید، اصلاً دیگر نمی‌شود گفت در کجا بود، این مسئله مسئله عجیبی بود که چطور حضرت باید اینها را طی بکند یکی یکی، خب از دست دادن حضرت علی اکبر مگر شوخی است؟ مگر بازی است؟ حضرت علی اصغر به آن وضع و به آن کیفیت و آن مسائلی که یکی یکی برای برادرش و برادرانش اتفاق افتاد، خاندانش اتفاق افتاده، اصحابش اتفاق افتاد.

  • یک وقت یک عبارتی من از مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ شنیدم که فرمودند: یک تعلق و علقه‌ای بین سیدالشهداء و بین حضرت حبیب بن مظاهر بوده که وقتی حضرت حبیب افتاد بر روی زمین، حضرت برایشان خیلی گران بود که حتی از نظر ظاهر هم [مشخص] بود. خب نفوس به هم علاقه دارند دیگر و تعلق دارند؛ یعنی از میان اصحاب این حبیب حساب دیگری داشته است و مسئله دیگری داشته است.