اهمیت عیب پوشی در سیروسلوک
9ما اگر ببینیم شخصی گناهی انجام داد، دیگر این بهطور کلّی چهرهاش در ذهن ما تغییر پیدا میکند و نفسش عوض میشود و برخوردمان با او [تغییر میکند] و به او سلام هم نمیکنیم و... . ولی اولیاء اینطور نیستند، نفسشان باز است، سعه دارند، دریا هستند، بحر هستند. این را در قالب خطا میگذارند، در قالب لغزش و در قالب زلاّت قرار میدهند، چشمشان را میبندند.
گاهگاهی شده که من خدمت مرحوم آقا رضوان الله علیه بودم و افراد میآمدند، تا میخواستند در مورد یک کاری که انجام دادهاند حالا یک اشتباهی کرده بودند [صحبت کنند] ایشان میگفتند: «هیس! خب راجع به فلان قضیّه ... .» اصلاً نمیگذاشتند که طرف مطرح کند که آقا من این اشتباه را کردهام، [میفرمودند:] هیس! بفرمائید. اینها اینطور برخورد میکنند. نفسشان نسبت به افراد دارای سعه است، تَنگ نیستند و ظرفیتشان ظرفیت انگشت دانه نیست که اگر دو قطره آب بریزید تمام شود و بالا بیاید و سرریز کند. آنها دریا هستند، رودخانه هستند، آنها بهطور کلی با یک دید دیگری به انسان نگاه میکنند و برخورد میکنند. البتّه خب مقام تأدیب و اینها هم سرجای خودش محفوظ است.
اینها چه هستند؟ اینها مقام ستاریّت است. ما نه! ما در نقطۀ مقابل با این قضیّه قرار داریم. طرف هزارتا نکته خوب دارد، دنبال این میگردیم که نکته نقص او را پیدا کنیم کجاست. طرف هزارتا صفت خوب دارد، دنبال این میگردیم که نقطهای که میتوانیم آن نقطه را یک روزی به عنوان ضعف مورد بهره برداری و سوء بهره برداری قرار بدهیم [پیدا کنیم،] چرا؟ چون نفس ما شیطانی است. شیطان که به دنبال خوبی نمیگردد، شیطان به دنبال نقص میگردد.
رابطه میان عیبجویی و حالات نفسانی انسان
چون نفس ما شیطانی است لذا اگر طرف نیم ساعت سخنرانی بکند، از این نیمساعت سخنرانی بیستو نه دقیقه و سیوهشت ثانیهاش حرفهای خوب زده است و دوازده ثانیهاش را یک حرفی زده است که حالا در آن ابهام است، ـ بیچاره نه فحشی داده است و نه چیزی، [فقط] یک ابهام و یک اشکال در آن است ـ تمام این بیستونه دقیقه و سیوهشت ثانیه به کنار، آن دوازده ثانیه را میآییم تابلو میکنیم. این برای چیست؟ به خاطر این است که این نفس شیطان است. این اصلاً ارتباطی با ستاریّت خدا ندارد، اصلاً با مقام ستاریّت خدا ربطی ندارد.

