اهمیت عیب پوشی در سیروسلوک
12خود بنده که مدت چهل سال در خدمت این بزرگان بودم گرچه نصیبی ـ نمیدانم والله ـ چیزی گیرمان آمد یا نیامد نمیدانم؟ إنشاءالله که خدا خودش با همین کرامت خودش و با ستاریّت خودش و احکمالحاکمین [بودنش] با ما برخورد کند و إلاّ که، واقعاً حالا باید دست تحسّر و تأسّف بر هم بزنیم و یاد و خاطره آن زمانها [را بیاد بیاورم.] من در این مدت که در خدمت این بزرگ و سایر بزرگان ـ که خب کم و بیش معاشرت و مصاحبت داشتیم ـ بودم، کاملاً این مسئله را احساس میکردم. کاملاً این قضیّه را من درک میکردم که چطور اینها نسبت به مسائل دقّت داشتند، و مراعات میکردند که عیب افراد فاش نشود.
حکایتی از عیبپوشی علامه طهرانی
من معمولاً یک ضبط کوچکی داشتم که هر وقت مرحوم آقا در همین جلسات جمعه صحبت میکردند، من این را میآوردم کنار خودم صدای ایشان را ضبط میکردیم. به ایشان هم گفته بودم که من صدای شما را ضبط میکنم. ایشان هم گفتند: «بسیار خب ضبط بکنید» و گفتند که «خیلی هم نشان ندهید همین کنارت باشد.» الآن هم خیلی از این بیانات ایشان در آن جلسات که موجود است به خاطر همین ضبط بوده است.
یک قضیّهای پیش آمد. ایشان تصور کردند که من در آن قضیّه این ضبط صوت همراهم بوده است و ما حصل این جریان را من ضبط کردهام. یک مسئلهای بوده که شاید در نظر بعضی از رفقا باشد. من وقتی که از آن اطاق بیرون آمدم ـ خیلی عجیب بود، اینها همه چیزهایی بود که میخواستند به ما یاد بدهند ـ قبل از اینکه بخواهم از منزل خارج بشوم من را صدا کردند، گفتند: «که آقا سید محسن بیا اینجا» آمدم داخل. گفتند که «آن ضبط همراهت هست یا نه؟» گفتم: نه آقاجان همراهم نیست. گفتند: «بسیار خب بفرمایید.»
یعنی میخواستند بگویند اگر این قضیّه را ضبط کردهای نوار را بده و این نوار پاک بشود تا اینکه اثری نماند. من که اهل این حرفها نبودم [که بخواهم آن موضوع را منتشر کنم] ولی بالأخره ایشان به خاطر تربیت و اینها ... هم اینکه ایشان میخواهند همین حرف را من الآن به شما بزنم و به گوش شما برسانم، همین کافی است.

