اهمیت عیب پوشی در سیروسلوک
11خب آقا جان اگر قرار بر سیاست است، خیلی افراد بودند که اینها هم اهل سیاست بودند، مگر امیرالمؤمنین اهل سیاست نبود؟ چند سال اهل سیاست بود دیگر، حالا بگوییم آن سایر ایّام و سنوات نه! در این چند سالی که امیرالمؤمنین اهل سیاست بود، حاکم و خلیفه بود چه کرد؟ با معاویه چه کرد؟ با عمروعاص چه کرد؟
دوستان را کجا کنی محروم *** تو که با دشمنان نظر داری1 با عمرو عاص چه کرد؟ میتوانست درجنگ صفیّن عمرو عاص را به هلاکت برساند یا نه؟ چرا به هلاکت نرساند؟ معاویه را میتوانست یا نه؟ چرا نشد؟ با افرادی که در مدینه بودند، با اشخاص چه کرد؟ با دشمنانش چگونه رفتار کرد؟! آن هم بالأخره اهل سیاست بود دیگر، بالأخره حکومت کرد، اداره کرد، چند سال اداره کرد. آن روش بهتر است یا این روش که تو یک دفترچه جلویت گذاشتهای تا یک نفر حرف میزند مینویسی، همه را یادداشت میکنی، بعد به موقع خودش [میگویی]: صدایت در نیاید! فلان چیز اینجا است! صدایت در نیاید فلان قضیّه اینجا است! صدایت در نیاید فلان مسئله اینجا است.
کدام یک از این دو روش صحیح است؟ واقعاً اگر ما به فطرت خودمان مراجعه کنیم. اصلاً ما نه به امیرالمؤمنین کار داریم و نه به معاویه، هیچکدام. فرض میکنیم که اصلاً نبودهاند. ما وجدان داریم یا نداریم؟ یا آن را هم نداریم الحمدلله؟! این فطرت و وجدانمان کدام یک از این دو روش را تحسین میکند و میپسندد؟ میبینیم همان را تحسین کرد که امیرالمؤمنین انجام داده است. آن را که معاویه انجام میدهد تحسین نمیکند، آن را که عمرو عاص انجام میدهد تحسین نمیکند. حالا که این را میفهمیم، باز دوباره همان کار را میکنیم، باز دنبال همان روش میرویم.
ستار العیوب بودن از صفات بارز اولیای الهی
این معنا معنای ستاریّت است. پس آن بندهای به خدا نزدیکتر است و قرب او بیشتر است و سهم بیشتری از مرتبۀ تجرّد و توحید ـ که اتّحاد و وحدت همۀ صفات در ذات پروردگار است ـ دارد که تَخلُّق او به این جهت ستاریّت بیشتر باشد، اخلاقش و صفتش بیشتر باشد. اولیاء خدا از همه بیشتر نسبت به مسائل و مطالب دیگران اطّلاع داشتند. نه اطّلاع باطنی که جای خود دارد، بلکه از نظر ظاهر اخباری که برایشان میآوردند مسائلی که برایشان میآوردند، افرادی که میآمدند مطالب را نقل میکردند از همه هم ستاریّت آنها بیشتر بود.
- . گلستان سعدی

