اهمیت عیب پوشی در سیروسلوک
10حالا اگر خودش بجای بیست و نه ثانیه، بیست و نه ثانیه و سی و هشت دقیقه چرت و پرت بگوید ـ دوازده ثانیه همان بسم الله اوّل و أعوذ بالله گفته است ـ اصلاً به حساب نمیآورد، انگار نه انگار! شروع میکند پشتک زدن، معلّق زدن، جفتک انداختن و دائم این را توجیه کند، آن را توجیه کند که منظور من این بود و منظور من آن بود. نه! آن را عوضی فهمیدید، این را نمیدانم [متوجه نشدید]، آخر که از همه جا ماند میگوید لقلقه لسان بود و خطا و لغزش بود. خب آدم ناحسابی یک صدم این توجیهات و تأویلاتی را که برای خودت میکنی، برای آن دوازده ثانیه بیچاره هم بکن، طوری نمیشود.
چرا [این کار را نمیکند]؟ چون از مظهریّت ستاریّت نصیب نبرده است. این آمده از مظهریّت إفشا سرّ همان جناب اعلاء حضرت شیطان ابلیس سهم برده است، لذا در تفکراتش همهاش بدنبال این میگردد.
یک وقتی سابقا در یک جریانی من با یک نفر از افرادی که نسبت به مسائل و قضایا و اینها مطّلع بود [صحبت میکردم.] بعد از یک شخصی اسم برد که الآن او نیست، فوت کرده است. میگفت: «آن فرد تمام برنامهاش و آنچه را که هست این است که با افرادی که مینشیند از هر کسی آن نقاط ضعف را پیدا میکند و یادداشت میکند و یک روزی بدرد بخورد.» خب تو چطور میخواهی زندگی کنی؟ عمامه هم سرت هست! تو دعای ابیحمزه نخواندهای؟ تو این فرمایشات حضرت سجاد و سایر ائمّه را نخواندهای؟ در اینها تدبّر نکردهای؟ آیا درست است که انسان بیاید تمام زندگی او سیاست بازی بشود؟ سلام و علیک او سیاست بشود؟ اخم او سیاست بشود؟ خندهاش سیاست بشود؟ نشستنش سیاست بشود؟ رفاقتش سیاست بشود؟ قهرش [سیاست بشود]. هیچ اصل و حقیقتی در این مسائل وجود نداشته باشد، کل مسئله و شاکله سر تا پا تا ناخن سیاست بازی بشود! همینها که در دنیا ـ همه اهل سیاست و سیاسیّون ـ اهل این حرفها هستند دیگر. کسی برای رضای خدا که نمیآید [کاری انجام بدهد.] این چه زندگی است؟! واقعاً این چه زندگی است؟! این چه آموزشی است؟ این چه تربیتی است که انسان بیاید و این را انجام بدهد؟

