شاه کلید مسائل سلوکی
15مگر اینکه خودش بیاید یک عملی را انجام بدهد در مرئی و در معرض مردم، این را دیگر خودش کرده، ولی وقتی که این خودش به دنبال افشا نیست، وقتی که خودش به دنبال ستر است، وقتی که خودش به دنبال پنهان کردن است، آن وقت خدا بیاید این را فاش کند؟ خود این که میخواهد گناهی انجام بدهد میخواهد کسی مطلع نشود، خود این که این عمل خلاف را میخواست انجام بدهد میخواهد کسی نفهمد، آن وقت بندگانش بیایند آن عملی که این به دنبال افشای این نبوده بلند شوند با وسائلی و با تجهیزاتی بیایند از آن اطلاع پیدا کنند و بگذارند در پروندهاش و نگهدارند برای فلان روز! آقا شما در فلان روز فلان کار را انجام دادی یادت باشد! کسی مطلع نبوده، نبوده به! خبر نداری ما که اطلاع داریم! این درست در مقابل راه و روشی است که خدای متعال نسبت به بندگانش دارد انجام میدهد، یعنی او دارد به این سمت میبرد این بندگان در مقابل دارند به آن سمت دارند حرکت میکنند، پس این میشود یک عمل ضد سلوک و ضد راه خدا، مچگیری میشود عمل ضد سلوک، پی بردن به عیوب مردم میشود عمل ضد سلوک، دنبال نقیصهها رفتن میشود درست ضد سلوک و کفر، کفر در قبال خدا.
آن توحید است این کفر است، آن نور است این ظلمت است، آن اغماض است این افشا است. چقدر ما از مرتبه پرت هستیم یعنی درست کاری را انجام میدهیم که خدا صددرصد نسبت به آن ناراضی است و آن را مذمت میکند و خلاف میداند. خدا هم میآید تلافی میکند حالا که تو آمدی عیب بنده من را افشا کردی من هم یک روزی میآید عیب تو را میآیم افشا میکنم! البته در این زمینه خب روایات بسیار زیادی داریم و حدیث قدسی بسیاری داریم که ای بنده من عیب بندگان من را افشا نکن تا من هم عیب تو را افشا نکنم، عیب آنها را بپوشان تا من هم عیب تو را بپوشانم، اینها تمام برای برای ما دستور است دیگر.

