شاه کلید مسائل سلوکی
8عرض شود حضورتان که امام علیه السلام به خدا عرضه میدارد که و لو خفت تعجیل العقوبه لاجتنبت، دیشب خدمت رفقا عرض شد که این مسئله خطا و مسئله اشتباه یک مسئلهای است که اصلا در پرونده ما نوشته شده، این در پرونده اصلا به طور کلی نوشته شده، و ما نمیتوانیم خود را از این مسئله مبرا کنیم و نباید هم ناراحت بشویم که چرا ما اشتباه میکنیم، بلکه باید احساس ندامت کنیم، آن یک مطلبی است! نه اینکه اشتباه بکنیم و خوشحال هم باشیم این غلط است. احساس ندامت کردن یعنی آدم به خدا عرضه بدارد خدایا من در باب اطاعت تو و در مسئله انقیاد تو ضعف دارم و ضعیف هستم و تو باید دست من را بگیری و تو باید خودت من را کمک کنی و من نمیتوانم خودم را به جایی برسانم و این یک مسئله خیلی مهمی است.
بعضیها هستند از اینکه احساس میکنند یک خطایی از آنها سرزده، آن چنان ناراحت میشون که انگار چه قضیهای پیش آمده، یعنی این یک مشکل است ها! مثلا یک مشکل نفسانی است که تصور میکنند نباید اصلا خطا کنند. من یک وقتی با یک بنده خدایی بود ـ به رحمت خدا رفته رفقا هم میشناسند ـ راجع به یک مسئلهای یک کتابی من خوانده بودم راجع به یک قضیهای که در فلان جا اتفاق افتاده بود یک شخصی هم با امام علیه السلام در اصفهان ملاقاتی کرده بود بعد من گفتم که فلان چیز در آنجا بوده او گفت نه فلان چیز در آنجا بوده، ما گفتیم که نه فلان چیز بوده، خلاصه آن کتاب را رفتیم آوردیم و معلوم شد که آنچه که ما میگوییم درست بوده، آقا این جوری به هم ریخت و جوری شد... اصلا گفتم حالا چه شده بابا، چه شده که حالا اشتباه کردی آسمان زمین آمده؟ چه خبر است؟ تو تصور کردی اینطور چشمت عوضی دیده، حافظهات اینطوری کرد خب طوری نشده، مگر من دارم سرت را میبرّم که حالا اشتباه کردی، آدم هزار تا اشتباه میکند، اینقدر این به خودش... یعنی این مسئله ناشی از یک گیر نفسانی است ها که انسان در نفس خودش یک گیری دارد که من نباید اشتباه کنم، از من نباید خطایی سر بزند، چرا نباید سر بزند باباجان؟ مگر تو امام زمان هستی که معصوم باشی؟ ما که امام زمان نیستیم، بشر عادی هستیم، خدا هم از ما توقع ندارد که امام زمان که هیچی، خاک پای امام زمان باشیم حالا چه برسد به اینکه... اشتباهی از ما سر زده حالا من اینجوری دیدم، حالا ممکن است در یک قضیه فردا من اشتباه کنم تو درست بگویی، اما این مسئله که اگر انسان در یک همچنین وضعیتی قرار بگیرد و وقتی که یک اشتباهی از او سر میزند اینقدر به هم بریزد، خب این یک مشکلی است، این را من منظورم بود در این شبها که گفتم این مسئله مانع برای سالک است، که سالک خطا از خود نبیند، آن وقت هر طوری بشود در مقام...،

