حقیقت گناه و توضیح مسئلۀ «سالک گناه نمیکند»
6آن داستانی که مرحوم آقا هم نقل میکردند از آن شخصی که آمده بود و چشمش به پیغمبر که نشسته بودند افتاده بود گفت رسول اللَه چقدر زیبا هستی چقدر قشنگ هستی، چه جمالی داری! حضرت فرمودند راست میگویی، راست میگویی، بعد رفت یکی دیگر آمد - و چه آدم بیتربیتی هم بوده - گفت چقدر تو چهرهات چهره مکدری است! نعوذ باللَه کریه است، چقدر چهرهات چهره نامناسبی هست! حضرت هم فرمودند راست میگویی همینطور است. خب افراد تعجب کردند حضرت به هر دو تا میگویند راست میگویی، درست داری میگویی، این درست میگویی به چه برمیگردد؟ این درست میگویی به این برمیگردد نه اینکه من چهرهام چهره زشت است، تو داری راست میگویی، تو داری از آن قلب خودت داری حکایت میکنی و این درست است، او هم دارد از قلب خودش حکایت میکند آن هم درست است، یعنی دو نفر دو خبر متناقض ١٨٠ درجه و هر دو دارند راست میگویند، چرا؟ هر دو دارند صورت خودشان را در آینه میبینند.
رسول خدا یک چهره بیچهرهای دارد، آب است مثل آب زلال میماند، رنگ ندارد، آب کاسه را دیدهاید؟ در کاسه نگاه کنید هیچ رنگی ندارد، کی این رنگ پیدا میکند وقتی شما سرتان را ببرید رویش همین که ببرید چهرهتان میافتد روی این کاسه آب، کاسه چه چیز را نشان میدهد؟ چهره من را نشان میدهد حالا من چهرهام هر چه میخواهد باشد سیاه باشم در این سیاه نشان میدهد، سفید باشم در این سفید نشان میدهد، هر چه باشد و به هر قسمی باشد، آب همان را نشان میدهد آینه هم همانطور همان را نشان میدهد.
پس این رسول خدا که الان نشسته گرچه الان این یک صورتی دارد و آن صورتش ابرو دارد بینی دارد، چشم دارد، محاسن دارد، مو دارد، همه اینها را دارد ولی به لحاظ این که آن سیرت رسول اللَه غلبه میکند بر صورت او، آن صورت را تحت تاثیر آن سیرت بیرنگ میکند، وقتی که بیرنگ شد یعنی همان حق، حقی که هیچ رنگی ندارد، حق رنگ ندارد، حق اصلا رنگ ندارد، چون تقیّد ندارد، قید ندارد، وقتی که بیرنگ شد آن شخصی که میآید کنار پیغمبر مینشیند اگر از مصاحبت پیغمبر لذت برد معنایش چیست؟ معنایش این است که نزدیک پیغمبر است اگر از مصاحبت پیغمبر لذت نبرد و حوصلهاش سر رفت و میخواهد زود بلند شود برود، دو دقیقه نشسته میگوید زود بلند شویم برویم دیگر اصلا نمیتواند بنشیند، اصلا زیرش سیخ کردهاند! روی میخ گرفته نشسته! میخواهد برود، معلوم است کارش خیلی خراب است، چرا؟ نمیتواند حق را در کنار خودش بپذیرد، در وجود خودش حق را نمیتواند بپذیرد، پیامبر آن صورت است، صحبت که میکند:

