حقیقت گناه و توضیح مسئلۀ «سالک گناه نمیکند»
14لهذا خطا و اشتباهی که انسان انجام میدهد این نعمتی است از ناحیه پروردگار که به انسان میرسد برای تنبهاش، برای تنبهی که باید پیدا بکند، و چه بسا از آن نعمتهای دیگری که به انسان میرسد این تاثیر بیشتری داشته باشد چون آن نعمتها این تاثیر را ندارند. حالی انسان پیدا میکند، مسئله غیرعادی پیدا میکند، نشاطی پیدا میکند، بهجت و سروری پیدا میکند، ولی آن بهجت و سرور این جنبه را در او به وجود نمیآورد فقط یک بهجت و سروری است که لازمه است، لازمه راه است، لازمه نفس است، لازمه این هست که این بهجت و اینها باید باشد. ولی خطر هم از آن طرف هست که پشت سر آن بهجت و پشت سر آن سرور، آن مسائل مُبَعِّدِه و دورکننده از آن تجرد و عبودیت و جنبه ربطیت، آن مسائل پیدا نشود.
لذا این جهت است که ما در احوالات بزرگان وقتی که مشاهده میکنیم میبینیم هر از چند گاهی مورد خطاب اساتیدشان قرار میگرفتند: چرا این کار را کردی؟ چرا این حرف را باید بزنی؟ چرا باید این فعل را انجام بدهی؟ هیچ وقت لیلی به لالای اینها نمیگذاشتند، بلند شوند بیایند تعریف کنند بلند شوند بیایند تمجید کنند: بَه بَه فلانی حال خوبی دارد، بسیار بسیار این حال خوبی دارد... . (خیلی به ندرت اتفاق میافتاد، وقتی که خودشان صلاح میدیدند، بر حسب اقتضای خودشان) ولی بر حسب نوع، ما مشاهده میکردیم یا خودشان هم برای ما نقل میکردند که این در موارد مختلف مورد خطاب و عتاب استاد قرار میگیرد تا اینکه از این مراتب رد شود آن وقت دیگر آن مسئله به طور کل فرق میکند، آن دیگر از نفس و اینها همه دیگر رد شد. اما تا وقتی در نفس است این خطاب و عتاب را میخواهد و خطاب و عتاب در چه وقتی است؟ در وقتی که شخص یک اشتباهی بکند دیگر، اگر نکند خب بر میگردد میگوید آقا مگر من چه کار کردم داری من را دعوا میکنی؟ من کاری نکردم فرض بکنید که مسئلهای نبوده، قضیهای نبوده.

