ضرورت اعتراف به خطا و تاثیر آن در سیر و سلوک
6یعنی شما دیدهاید یک سالکی وارد سیر بشود دست تبعیت و انقیاد و اطاعت به استاد بدهد و با او بر سر متابعت از برنامهها و دستورات بیعت کند و مانند معصوم از آن اول تا بیست سال بعد یک اشتباه و خطا نکند؟ این اصلا نمیشود اصلا همچنین چیزی ما نداریم. اگر کسی میتواند مدعی بشود بفرماید که آقا من در این قضیه هیچ اشتباه و هیچ خطا نکردم. خب حالا انسان وقتی که خطا میکند بالاخره خطا را میکند، دو حالت دارد یا میخواهد یواشکی از این پشت از این گوشه بگذارد یک جوری یک قسمی که نه سیخ بسوزد نه کباب از آن طرف استاد نفهمد و کسی هم مطلع نشود و به سلامتی رد شود اشتباه نکند! این یک قسم است، یک قسم این است که نه خطا کرده اشتباه کرده هر چه شد شد، هر چه برایش تصمیم میگیرند بگیرند.
در زمان سابق، از این مسائل خب بالاخره در این بیت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه از این قضایا ما زیاد میدیدیم خودمان اولش بودیم، از همه بیشتر ما بودیم. دو نفر بودند که اینها خیلی با هم رفیق و فلان هر جا بروند با هم میرفتند، هر جا بیایند با هم میآمدند و همه جا با هم بودند و معروف بودند بین افراد. یک روز ما به اتفاق مرحوم آقا و آن دو نفر نمیدانم کسی دیگر هم بود یا نبود ما رفتیم منزل مرحوم آقای مطهری خدا رحمتش کند رحمت اللَه علیه، همان زمان قبل از انقلاب بود، رفتیم منزل ایشان و یکی از این دو نفر با مرحوم مطهری رفت و آمد داشت آن هم به دستور مرحوم آقا بود تازه، که شما با ایشان ارتباط داشته باش، این خیال کرده بود که حالا مرحوم آقا که میگویند با مرحوم مطهری رفت و آمد کن حالا خیال میکرد یک خبری است و این خلاصه خیلی خودش را تحویل گرفته بود که آقا به من فرمودهاند با آقای مطهری باش! به من میگفت، من البته عرض میکنم آن موقعها یک خرده سرحالتر از حالا بودیم و دیگر بله! ولی خب حرفهایش را با ما میزد، بله این حتما یک خبری است و یک چیز است و یک مسئلهای است که این آقا میگویند و یک مطالبی میگفت یک تعبیرهایی میآورد که بله یک خرده برای ما موجب تفریح و تفنن بود این تعبیرها و چیزها.

