اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اعتراف به خطا و تاثیر آن در سیر و سلوک

14418
سال 1438
نسخه عربی

ضرورت اعتراف به خطا و تاثیر آن در سیر و سلوک

4
  • حالا امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: من این‌طور نیست که ترس از عقوبت نداشته باشم، اتفاقا خیلی هم می‌ترسم، خیلی هم چه می‌کنم و اینها، منتهی علت این که من مرتکب خطا می‌شوم این است که می‌دانم تو در عقوبت تعجیل نمی‌کنی، مهلت می‌دهی، مهلت می‌دهی یک روز دو روز سه روز یک ماه یک سال دو سال سه سال ده سال، مهلت می‌دهی و این فعلی را که من انجام داده‌ام - این مسئله خیلی دقیقی است رفقا مسئله خیلی مهمی است - این فعلی و این خطایی که من انجام داده‌ام یک بخشی از وجود من را الان آمده مکدر کرده نه همه‌اش را، دو درصدش را، خدا به خاطر آن دو درصد عقوبت نمی‌کند، نگه می‌دارد، هر وقتی که به صددرصد رسید... فردا که می‌شود یک عمل خلاف دیگر می‌کنی دو درصد دیگر می‌شود چهار درصد، نود و شش درصد هنوز مانده پس فردا هفته دیگر، دو هفته دیگر هی یکی یکی این عدم تعجیل در عقوبت به جای اینکه تو را متنبه کند و متذکر بشوی به عکس تو را فرو می‌برد در همان حال و هوایی که هستی فرو می‌برد و شروع می‌کنی ملّق زدن، پیش این می‌روی کارت را توجیه می‌کنی، پیش آن می‌روی کارت را توجیه می‌کنی، دیگری را محکوم می‌کنی، هی دارد عقوبت عقب می‌افتد تو هم می‌بینی نه ماشاءلله مسئله‌ای هم اتفاق نیفتاده کار و کاسبی هم خب به راه است و اینجا و آنجا دعوتت می‌کنند و فلان و اینجا به...، نه! چی این حرفها چیست؟ هی اینها جاذبه‌هایی خدا... نیاورد به سر آدم، چنان وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اَللّٰهُ وَ اَللّٰهُ خَيْرُ اَلْمٰاكِرِينَ ﴿آل‌عمران‌، ٥٤﴾ هم چنین هست و این استدراک چنان می‌آید که امکان ندارد انسان بفهمد دارد از کجا می‌خورد اصلا نمی‌داند. 

  • یک قضایایی پیش می‌آید یک مسائلی پیش می‌آید، یک جاذبه‌هایی پیش می‌آید، برایش در زندگی، چه بسا مسائلی که حتی موجب انصراف او بشود و او...  وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ﴿الكهف‌،١٠٤﴾ این‌جوری! برمی‌دارد در خانه‌اش روضه می‌اندازد، افراد می‌آیند بیا خب روضه هم داریم دیگر خب دیگر چه کم داریم، دیگر روضه داریم بهتر از این؟ جشن می‌گیرد منبر می‌رود، و صحبت این‌طرف و آن‌طرف صحبتش را پخش می‌کنند، چه کار می‌کنند، ولی دارد هی تعجیل العقوبة دارد هی عقب می‌افتد، آن عقوبت آن که بایست بیاید حسابش را برسد آن هی دارد عقب می‌افتد، خدا هم دارد هی دان را می‌پاشد هی دان می‌پاشد، هی دان می‌پاشد، اینجا یک دان پاشید یک ماهی سرش با این دان گرم شد، یک ماه که تمام می‌شود یک دفعه می‌بینی یک دان آن طرف پاشیده شد دو ماهی هم سرش گرم است، دوباره آن دان که تمام شد دوباره یک جای دیگر دان پاشیده شد سه ماه هم آنجا سرش گرم است هی یک ماه، دو ماه، سه ماه، یک دفعه می‌بینی یک سال گذشت، دو سال گذشت، سه سال گذشت، آن دو ‌درصد که اول بود شد نود ‌درصد، نود ‌درصدش را گرفت فقط ده ‌درصدش مانده اینجاست، که دیگر یا باید خدا آدم را نجات بدهد یا دیگر خیلی اوضاع خراب است، نود ‌درصدش رفته نگاه به قیافه‌اش می‌کنی اِ! چرا این شکلی است؟ این که دو سال پیش من دیدم این‌جوری نبود، آدم بعضی وقت‌ها چشمش به کسانی می‌افتد اصلا تعجب می‌کند می‌گوید چرا این‌جوری شده؟ من چندی پیش یک بنده خدایی را دیدم باور کنید، باور کنید اگر سابقه ذهنی نبود این را نمی‌شناختم، یعنی فقط یک سابقه ذهنی بود از این اسم و اینها هی دقت کردم و دقت کردم دیدم می‌خورد به این که... اصلا ربطی بین این و بین آن که قبلا مثلا دوسال پیش سه‌سال پیش چند‌سال پیش دیدیم نیست، اصلا هیچ مشابهتی ندیدم، یک صفایی یک طراوتی قبلا در او بود الان اصلا به طور کل، خشک، هیزم خشک فقط قابل برای اشتعال که بسوزد و خاکستر شود و برود پی کارش، خشکِ خشک. خب چرا این‌جوری می‌‌شود؟ این همان است و مکروا و مکر اللَه.