اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اعتراف به خطا و تاثیر آن در سیر و سلوک

14418
سال 1438

ضرورت اعتراف به خطا و تاثیر آن در سیر و سلوک

11
  • آن کسی که بیست سال شروع می‌کند انتقاد از این و آن و آن هزار تا فلان، یک تپی به توپی می‌خورد یک دفعه می‌بینی در آن مجلس رفته و نشسته و می‌بینی یک سر و گردن هم از بقیه بزرگتر است، چه شد؟ تمام شد، همه‌اش رفت هوا. شما که بیست سال خودت داشتی اشکال می‌کردی! چه شد یک دفعه حالا داری آنجا خود نشان می‌دهی؟ قوم و خویش شدی و فامیل شدی؟ بخواهد خدا انجام می‌دهد، برای خدا یک ثانیه کمتر از یک ثانیه، یک ثانیه

  • من یک وقتی در همین عبارات یک زمانی یک وقتی بود با خودم فکر می‌کردم نمی‌دانم یک وقتی بود همین عبارت‌ها که چطور می‌شود انسان... آیه شریفه است دیگر وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ كَمٰا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ﴿الأنعام‌، ١١٠﴾ هم‌چنین دل اینها را برمی‌گردانیم همین‌هایی که می‌آیند صف اول نماز، همین‌هایی که صبح تا شب روزه می‌گیرند، همین‌هایی که روزی شش جزء قرآن می‌خوانند، همین‌هایی که زیارت امام رضایشان روزی یک نوبت و یا دو نوبت ترک نمی‌شود، همین‌هایی که فرض بکنید جوری راه می‌روند که مورچه زیر پایشان... همین‌ها همین‌ها، نقلب! آن کفار را که خدا نمی‌گوید نقلب، کفار خودشان مرخص هستند. نه، همین‌ها را، آقا یک دفعه قلب اینها را برمی‌گردانیم کما لم یومنوا اصلا اینها از اول ایمان نیاوردند. من یک وقتی راجع به این فکر می‌کردم می‌گفتم که خدایا چطور می‌شود که یک هم‌چنین حالی برای انسان ... خب خیلی مشکل است، شما فکر بکنید یک نفر با این خصوصیت، با این وضع، با این کیفیت، با این یک دفعه در دلش بشود کافر، اِ! کافر کافر، آقا کما لم یومنوا اولا آیه قرآن هم هست شوخی هم نیست، نشستیم با خدا خدایا چطوری می‌شود؟ خدا گفت چطوری می‌شود آقا رفت که رفت هر چه ما خواندیم و شنیدیم و نوشتیم و یاد گرفتیم و انجام دادیم، پرید، دیدم هیچی نیست، هیچی. نه می‌توانم به خدا فکر کنم، نه می‌توانم به پیغمبرش فکر کنم نه می‌توانم به امامش فکر کنم به هیچی نمی‌توانستم فکر کنم، اصلا نمی‌آمد در ذهن، اصلا نمی‌آمد، اصلا در این قلب انگار بسته تمام، این تمام شد. این شخصیت شد یک شخصیت دیگر، این فرد شد یک فرد دیگر، یک دفعه گفتم حالا آن هم از آن‌طرف آمد ها خواست نشان دهد! اینکه گفتم خدایا فهمیدم غلط کردم این هم از آن‌طرف بود از من که نبود، این هم رحمت از آن‌طرف بود گفتم خدایا فهمیدم مسئله چیست قضیه را فهمیدم، تا گفتم خدایا فهمیدم، غلط کردم، دیدم یک دفعه دیدم همه‌اش برگشت اِ اِ! من از همه قران این یک آیه را از همه بهتر فهمیدم! که همه آیاتش که عین حق است، ولی بعضی‌هایش برای آدم هم‌چنین قشنگ و خوب جا می‌افتد. همه‌اش یک دفعه برگشت، توکل با آن برگشت، توسل با آن برگشت، ربط با آن برگشت، همه برگشت، برگشت، برگشت، عجب! آن چه بود این چیست؟ آن حال چه بود؟ خدا می‌گوید هان! حالا فهمیدی تو که هستی من که هستم؟ حالا شناختی من را و خودت را هم شناختی، وقتی آقای حداد رضوان اللَه علیه می‌فرمایند وقتی به خودم نگاه می‌کنم می‌بینم از همه مخلوقات خدا در روی زمین پست‌تر و بیچاره‌تر و درمانده‌تر هستم، خب آدم می‌فهمد این اولیاء شوخی ندارند این اولیاء چی فهمیدند؟ از قضیه چه فهمیدند که دارند...، آقای حداد اِ اِ اِ، اِ اِ ندارد آقا همین مسئله همین است، اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها و اصلا نابود شوند قالبها نه اینکه فقط فروریزند.