چشمپوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ.
حضرت در این عبارت عرضه میدارد به خدای متعال: ای پروردگار، اگر من ترس از تعجیل عقوبت داشتم به دنبال گناه نمیرفتم، به دنبال این لغزشها و این خطاها نمیرفتم، بیشتر مواظب بودم، حواسم را بیشتر جمع میکردم، دل نمیدادم، به دنبال آنچه را که نفس طمع میکند و خودش را بعد گرفتار میکند بواسطهی این طمعها [نمیرفتم.]
و این نه به این جهت این است که تو در نظارت خودت و در اطلاع و اشراف بر من خیلی در مرتبه پایین قرار داری و اطلاعت بر اعمال من اطلاع اندک است، نه، بلکه به این جهت است که میدانم تو خیرالساترین هستی. اولاً گناهی که میخواهم انجام بدهم و خطایی که میخواهم انجام بدهم آن خطا را تو اظهار نمیکنی، پخش نمیکنی، إفشا نمیکنی برای مردم، به عبارت دیگر شنود نگذاشتهای در اتاق من، و در دفتر من شنود نداری. ساتر هستی، ساتر هستی، میپوشانی، میپوشانی. اگر هم مطلع بشوی که میشوی به روی مبارک خودت نمیآوری که حالا این بنده من الآن در اینجا گناه کرده است!
یک وقتی انسان گناهی در جَلْوَتْ انجام میدهد خب همه میبینند دیگر ستر و پوشانیدن معنا ندارد. یک کسی جلوی جمعیّت فرض کنید که یک حرف زشت و ناسزا به یک فرد دیگری میگوید خب این را همه میشنوند و این عواقب خودش را هم دارد، تبعات خودش را هم دارد. میگویند: سخن از دهان چون برآید دیگر در کنترل گوینده نیست، بلکه گوینده در کنترل او خواهد آمد. تا وقتی انسان حرف را در دهان داشته باشد آن کلام در اختیار انسان است وقتی آن کلام خارج شد آن وقت انسان میرود در اختیار آن کلام حالا تا هر کجا رفت و به هر مسائلی منتهی شد.

