اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چشم‌پوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان

14832
سال 1438
نسخه عربی

چشم‌پوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان

6
  • اطلاعی که فرض کنید خود شما الان نسبت به حرکات خودتان دارید، نسبت به تپش قلب دارید و قلبتان میزند و خودتان می‌فهمید. نسبت به حرکات شش دارید، نسبت به معده دارید، نسبت به دست و پا دارید، تمام این آثار علم حضوری است. حالا بعد این را احضار می‌کنید این خود یک مطلب دیگری است. اما خود نفس این اطلاع را علم حضوری می‌گویند. خدای متعال هم به همین کیفیت است آن وقت می‌شود مسئله‌ای از دیدگان خداوند متعال مخفی بماند؟ می‌شود یک سر سوزنی، ذره‌ای، ...

  • وقتی به خورشید نگاه می‌کنید این نوری که می‌آید ذراتی که معلق هستند تمام این ذرات همه آثار وجودی پروردگار هستند، معنای … لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ ... ﴿البقرة،٢٥٥﴾ یعنی همین مسئله. خدا را غفلت هیچگاه نمی‌گیرد، چُرت نمی‌گیرد، غفلت و جهل نمی‌آید، حالت مَنگی و حالت عدم توجه نمی‌آید. من وقتی که بخواهم با یکی از دوستان صحبت بکنم از دوست دیگری که در اینجا دارد صحبت می‌کند غافل می‌شوم، باید سرم را برگردانم تا ببینم این چه گفته، ولی در یک آن و در یک لحظه و در هر ثانیه و در هر لحظه خدای متعال نسبت به تمام آثار خود و تمام مخلوقات خود و تمام معلول‌ها و تمام آنچه که در عالم وجود چه در مراتب غیب و چه در مراتب شهادت چه در مراتب معنا و چه در مراتب ماده همه وجود دارد خدای متعال اشراف دارد و افاضه دارد. و همین مسئله است که خب نسبت به بندگان دیگر چیزی از او مخفی نیست، مسئله‌ای از او مخفی نیست، اطلاعش به این کیفیت است. در یک همچنین شرائطی خدای متعال در وجودش حقیقت ستر و ستاریت نشأت می‌گیرد و ظهور پیدا می‌کند. چرا؟ چون اینها همه آثار خود اوست، بیاد اثر خودش را برای یک اثر دیگر فاش کند؟ مگر اثر خود او نیست؟ از آثار خود او است، بیاد و این را برای او فاش کند؟ حالا یکی خودش بیاید، این اثر می‌آید و خودش خودش را فاش می‌کند در مرتبه ظاهر بین افراد یک کاری را انجام می‌دهد، یک کار خلافی کرده، خب این را خودش می‌داند، ما نبودیم ها! خودت کردی دیگر به حساب ما نگذار! ولی یک وقتی نه، یک شخصی فرض کنید رفته یک خلافی کرده و یک اشتباهی کرده در خلوت، بعد خدای متعالی بیاید که آهای ایها الناس بیایید بدانید من که خدا هستم و بر همه ضمایر خبر دارم این لاکردارِ لامروتِ فلان آمده و دیروز این کار را کرده و پریروز آن کار را کرده و دیشب این کار را کرده و بعد از نصف شب آن کار را کرده و آن یکی صبح... همه را یکی یکی بیاید و بگوید، بعد یک کنتور هم بگذارد اینجا فرض کنید روی پیشانی ما خلاصه هر کاری کردیم یکی یکی گناهان را قشنگ نشان بدهد! آنجا دزدی، سرقت، دروغ، تهمت یکی یکی بعد هم یک کنتور شروع کند به انداختن دروغ چند تا؟ امروز١٤٥! سرقت چند تا؟ سرقت که بی نهایت! یعنی یک عدد جبری، چون دیگر الآن سرقت‌ها در یک قَران و دو قَران نمی‌گنجد، بایستی بی‌نهایت باشد! تهمت چند تا؟ بی‌نهایت! فرض کنید آبروی مؤمن بردن چند تا؟ آنکه دیگر عدد بی‌نهایت است یعنی دیگر نمی‌شود ١٠٠٠ تا بگوییم، ٢٠٠٠ تا بگوییم دیگر تمامش کن آخرش٢٠٠٠ تا، نه باز هم ادامه دارد، بی‌نهایت!