چشمپوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان
5این حضوری را که احساس میکنید از جایی به شما افاضه نشده، کسی به شما نگفته، خودتان میفهمید، خودتان احساس میکنید، کسی به شما یاد نمیدهد، حتی بچه شیرخوار هم علم حضوری دارد اگر علم حضوری به خودش نداشت به دنبال شیر مادر نمیگشت، پس خود را احساس میکند و بواسطه آن احساس بدنبال تغذیه میرود و همان احساس گرسنگی که دارد همان علم حضوری است، همان احساس تشنگی که دارد همان علم حضوری است و اینها همه در بخشهای علم حضوری است.
این علم پروردگار نسبت به ما آیا به علم حصولی است یا به علم حضوری است؟ یعنی خداوند چشمش را باز میکند میبیند که فلان بندهاش آنجا نشسته، فلان بندهاش در آنجا فلان کار را انجام میدهد، فلان بندهاش دارد نماز میخواند و فلان بندهاش دارد گناه میکند، باید چشمش را باز کند یا ملائکهاش را بفرستد که بروید و تحقیق کنید ببینید و یک وقت هم خلاف نگویید و عوضی نیایید بیان کنید و خودتان پرونده را این طرف و آن طرف نکنید و بعد بگویید آقا قضیه این است... نه! ملائکه حداقل در این یک مسئله امانت را رعایت میکنند، ملائکه اخباری را که میرسانند اینها همه اخبار درست و صحیح است و مو لای درزش نمیرود.
خود ملائکه هم علمشان علم حضوری است چه رسد به پروردگار، ملائکه علمشان حصولی نیست علم آنها حضوری است (حالا دیگر وارد این بحث نشویم) خدای متعال که خود او مبداء وجود است و حقیقت همه اشیاء است و وجود او سرمنشأ همه وجودات و قوالب است پس بنابراین اطلاع او نسبت به مخلوقات اطلاع خود او به آثار خود اوست این میشود علم حضوری. یعنی وقتی خدای متعال نسبت به ما اطلاع دارد نسبت به ما اشراف دارد، نسبت به ما سیطره دارد این سیطره نه به این معنا که در مرآی و در منظر پروردگار هستیم آن یک مطلب دیگری است، به این معناست که اطلاع پروردگار نسبت به بندگان اطلاع نسبت به خود اوست، خود او نسبت به خودش مطلع است و احاطه دارد و اشراف دارد و از افعال و گفتار و کردار و خطورات و همه چیز... چون همه اینها آثار متراوش شده و زاییده شده از ذات خود اوست، البته معنای زاییدن در اینجا غلط است، ظهور و بروز خود آن وجود است که خود آن فاعل و خود آن علت، علت اُولیٰ و خود آن مبدا نسبت به آثار خودش و نسبت به حرکات خودش مطلع است.

