چشمپوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان
4فرهنگ را افرادی که دارای موقعیت و منزلت و مرتبه خاصی هستند باید به مردم انتقال بدهند و آنها را نسبت به مسائل و نسبت به مبانی آگاه و مطلع کنند و در غیر اینصورت اگر قرار باشد یک فرهنگ دیگری و یک مسائل دیگری و یک مبانی دیگری و خصوصیات دیگری به جامعه القاء شود خب معلوم است که چه خواهد شد!
در اینجا به تعبیر امام سجاد علیه السلام سه خصلت برای خدای متعال ذکر میکنند اولاً اینکه (البته غیر از این صفات، قبل از این و به عنوان مقدمه) اولاً اینکه خداوند أهون الناظرین نیست، نظارت خدای متعال نظارت ناقص نیست، اشراف و اطلاعش یک اطلاع تام و یک اشراف تام است. اشراف پروردگار بر اعمال و بر رفتار ما اشراف به اشراف حضوری است و به علم حضوری است نه به علم حصولی.
علم حصولی برای ما است، ما برای اینکه مطلع بشویم الآن در اینجا از رفقا کی آمده و کی نیامده باید چشممان را باز کنیم نگاه کنیم افراد را ببینیم آن وقت متوجه میشویم که کی هست یا کی نیست، قبل از این که چشممان را باز کنیم آیا میتوانیم بفهمیم؟ نه نمیتوانیم بفهمیم، نیاز به وسیله و واسطه برای علم داریم این را میگویند علم حصولی، کسبی، اکتسابی، که با واسطه علل و اسباب و وسائطی که خداوند قرار داده است مثل دیدن، شنیدن، لمس کردن و امثال ذلک وارد ذهن میشود.
یک علم هم داریم (همانطور که شبهای قبل عرض کردم) که علم حضوری است و آن نیاز به چشم باز کردن ندارد. شما الآن احساس میکنید خودتان را که الآن اینجا هستید یا نه؟ آیا چشمتان وسیله شده؟ یعنی چشمتان را باز کردید و دیدید یک پای شما اینطرف است و آن یکی آن طرف است و دستتان اینجاست تا فهمیدید که بله منم یک کسی هستم و اینجا نشستهام؟ هان؟ اینطور که نیست. آیا گوش باعث شده که از گوش که صدایی در نمیآید که گوش بفهمد که آیا این هست یا این نیست و امثال ذلک. بلکه همان نفس حضورتان و وجودتان این موجب علم به شما و به خود شماست و این از هر چیزی به انسان نزدیکتر است. یعنی به عالم نفس، اول چیزی که نزدیک است علم حضوری است بعد آن وقت علوم دیگر که علوم حصولی هستند آنها میآیند. البته آنها هم با یکسری مسائل فلسفی خودشان تبدیل به علم حضوری میشوند، اما ابتدای آنها حصول است.

