حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی
5در روز قیامت همین احساسی که الان دارید برای شما در روز قیامت حاصل میشود: در شب یکشنبه ساعت یازده و ده دقیقه در فلان مجلس در قم حرم حضرت معصومه سلام اللَه علیها ما نشستهایم و احساس یک همچنین مسئلهای را داریم، همین حالت را در روز قیامت احساس میکنید.
فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ! آنجا دیگر نمیتوانی بگویی خدایا برای من پرونده درست کردی! اینجا میتوانیم بگوییم فرض کنید که ممکن است یکی بگوید آقا پرونده برای من درست کردی! آقا من که این کارها را نکردم! من که این حرفها را نزدم! میتوانید. ولی وقتی شما خودتان را ببینید و احساس بکنید نسبت به افعال، نسبت به کردار، نسبت به خطورهایی که در ذهن شما پیدا میشود دیگر چه را میخواهید انکار کنید؟ مگر شما الان وجود خودتان را میتوانید انکار کنید؟ این که نه آقا من الان اینجا نیستم! من در منزل هستم! شما چشمت دارد اشتباه میبیند! میگویم آقا جلوی من نشستهای دیگر، دارم میبینمت، این کجا اشتباه است؟ همین حالت در قیامت هست.
آن وقت آنجا ما میفهمیم چه کلاهی بر سرمان رفته، لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ یعنی این. غافل بودی از اینکه دارد چه کلاهی به سرت میرود. خیال کردی حالا که دوربین نمیبیند پس مشکلی نیست. بنده خدا! ای مسکین، بدتر از دوربین دارد تو را میبیند. حالا اصلا نبیند خودت چه؟ آن نفست چه؟ آن حالت تَهیّأ و قوهای که خداوند قرار داده و استعدادی که قرار داده که آن استعداد را به فعلیت برسانی آن دیگر به دوربین و اینها کاری ندارد، آن دیگر به ملائکه راست و ملائکه چپ کاری ندارد. حالا گیرم بر اینکه ملائکهای نباشند و مطالب را ننویسند خب مطلب که جایی نمیرود، مسئله که عوض نمیشود. آن عمل خلافی که من انجام میدهم باعث شد که از آن فعلیت ساقط شدم، تمام شد. حالا بعد یک فصل دیگری و فایل دیگری و صفحه دیگری باز میشود برای وقت بعد، ولی در این مرحله جا ماندم، این امتحان را ندادم و این امتحان را رد شدم.

