حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی
4این میآید چه کار میکند؟ جلوی آدم را میگیرد. پس این شیطان نیست که میآید اینطرف و آنطرف، این خودمان هستیم، نفس خود ماست که نسبت به مسائل در مواقف مختلف عکس العمل مختلف و متفاوت نشان میدهد. جایی که ببینید گیر میافتد میکشد عقب و میایستد، توقف میکند، حرکت نمیکند، احتیاط میکند، احتیاط میکند. جایی که ببیند یک روزنه دارد باز میشود یک قدم میگذارد جلو میبیند نه کسی نیست، کسی نگاه نمیکند، دوربینی نیست که او را ببیند. حالا دیگر همه جا دوربین است، در راه برود، در خیابان ...، هر چه اتفاق بیفتد خب صحنه هست و نشان میدهد. اینها همه آثار ظهور خداست، همین دوربینها، همین چیزها، خدا میگوید که تو به این دوربینها نگاه میکنی اما به نظارت من و به اشراف من و به سیطره و هیمنه من نگاه نمیکنی و توجه نمیکنی؟ چقدر پایین هستی؟ چقدر خودت را پایین آوردهای؟ چقدر خودت را اسیر و محکوم سلسله علل و عوامل ظاهری و مادی و دنیا قرار دادهای؟
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا فَكَشَفْنٰا عَنْكَ غِطٰاءَكَ فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿ق، ٢٢﴾
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا فَكَشَفْنٰا عَنْكَ غِطٰاءَكَ فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿ق،٢٢﴾ در این دنیا خودت را به غفلت میزدی، خیال میکردی این کاری که انجام میدهی این سخنی که میگویی این روشی که انجام میدهی از دیدگان ما پنهان است. تو نمیدانستی که در همان حالی که داری این عمل را انجام میدهی، این حرف را میزنی، این فکر را میکنی، این خطور را بر نفست وارد میکنی، همان موقع وقت سقوط تو بوده است، و وقت حضیض تو بوده و وقتی بوده که تو از صعود و از رَحمات ما محروم شدی. حالا آمدی اینجا پرده را ما کنار زدیم یک نگاه به خودت میکنی تمام حرکات و سکنات و افکارت نه اینکه به طور فیلم و عکس و تصویر بیاید از جلویت بگذرد. این دوربین وقتی که انسان را ضبط میکند و انسان بخواهد دوباره یک نگاهی بکند، فیلم را میآورد از اول و نگاه میکند: این حرف را زده، این مطلب را گفته تا یک ساعتی رسیده به اینجا و خب قشنگ هم همه مطالب هست، محفوظ است، درست است. نه! در آن دنیا فیلم تماشا نمیکنیم، صورت تماشا نمیکنی، عکس تماشا نمیکنی، خودت را میبینی. شما الان چطور خودتان را دارید میبینید و احساس میکنید. شما خودتان اینجا نشستهاید یا عکس و تصویرتان؟ خودتان الان در اینجا نشستهاید. سمت راستتان فلان رفیق نشسته، سمت چپتان فلان رفیق نشسته، به شکل حقیقی و به شکل واقعی، خودِ وجود خود را، نه صورت و عکس و فیلم و تصور و خیال، به حضور و به وجود ذهنی و به علم حضوری (نه به علم حصولی) که نفس حضور معلوم پیش عالم است، به این علم و به این ادراک خودتان را الان در اینجا و در این مجلس دارید خودتان را احساس میکنید. هم میبینید هم احساس میکنید.

