لزوم رعایت حال دیگران در عین صلابت در راه حق
4ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم *** ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما خیلی عالی میگوید، خیلی عالی، چرا هی ما را مسخره میکنی، اینها چه هستند، که هستند، حرفشان چیست، برو پی کارت! برو با همان افکار خودت خوش باش! با همان بر سر و کله هم زدن روزمره برو خوش باش! چه کار به کار ما داری، ما که کاری به کار تو نداریم، تو چه کار داری، ما کاری به کار تو نداریم، هر کاری میخواهی بکنی برو بکن. خطابش به مردم دنیاست به اهل دنیا و آنهایی که دنبال این بزن و بکوب و در سر هم بزن و این در جهات مختلف دیگر مسائل مختلف، مسائل مالی، مسائل دنیوی، سیاسی، ریاسات و امثال ذلک هر چه که هست که اسم دنیا را بر او میتوان گذاشت، حافظ دارد به همه میگوید، میگوید بروید پی کارتان، ما کاری با شما نداریم. ما در پیاله، یعنی در آن جامی که داریم میخوریم مرتب و دمادم هم داریم میخوریم نه یک دفعه بخوریم بعد برود تا ماه دیگر، نه بابا صبح و ظهر و شب همهاش دارد میآید، ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم، یار پیش ماست، ما در این پیاله یار را در کنار گرفتهایم تو کجایی؟ چه خبر داری اصلا از این عوالم؟ و کجا میدانی آن لذت شرب مدام ما را؟ شرب مدام مرتب داریم میخوریم، خب نوش جانش، خیلی خوب چیزی است. اگرحافظ از اینها نخورد کی میخواهد بخورد دیگر، چه کسانی؟ اگر اینها نبودند و اشعار اینها نبود و این بزرگان، این اولیای خدا و این مطالب از این بزرگان نبود معلوم نبود که ما خلاصه حالا جرقهای، روزنهای، مطلبی، چیزی، خیال میکردیم همهاش همین است دیگر، خیال میکردیم دنیا همین است، بهشت هم همین است، دنیا هم همین است، جهنم هم همین است همینهایی که دارند میگویند.
اینها آمدند پرده را زدند کنار، مطالب جدیدی گفتند، گفتند که نگاه نکن به این حرفها، نگاه نکن به این مطالب، نگاه نکن به این داد و بیدادها، نگاه نکن به این شعائر و کذا و بیا و بروها، نگاه نکن به کسانی که دم از منیت و اینها میزنند و خدا را کردند در کیسه گذاشتند در جیبشان! گفتند اصلا هر چه هست همینی هست که اینجاست و جای دیگر خبری نیست، نگاه به اینها نکن!

