لزوم رعایت حال دیگران در عین صلابت در راه حق
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ.
اگر ترس از تعجیل عقوبت داشتم قطعا مرتکب گناه نمیشدم، و این نه به این جهت است که تو در نظارت خودت سستی میکنی و فرد سستی هستی و در اطلاعت بر افعال و بر کردار و بر نفوس اطلاعت اطلاع ناقص و بیمقدار و بیارزش است. بلکه از این جهت من مرتکب گناه میشدم و میشوم که تو بهترین پوشاننده هستی و در مقام حکومت بهترین حاکم هستی و در مقام کرامت بالاترین مرتبه از کرامت و عظمت و مجد و گذشت را داری.
خب عرض شد خدمت دوستان که این مسئله طبیعی است که انسان، بالاخره بشر است و میل او و خواست او نسبت به مسائل دنیا و شهوات و غفلتها و کثرات، این یک خواست و میل طبیعی است. خدا انسان را به این دنیا آورده و دارای نفس قرار داده و نفس از باب حبّ به ذات، حبّ به آثار ذات را هم طبعا واجد است و در مقام جلب منافع و دفع مضار نفس از دائره حدود پا بیرون میگذارد و هر چه بر انسان بگذرد این مسئله بیشتر میشود. هر چه سن بر انسان بگذرد این قضیه بیشتر میشود، تمایلاتی که اطفال نسبت به مسائل دنیوی دارند شما این تمایلات را نگاه کنید ببینید در چه حد است، خیلی در حد پایین است. اصلا شما میخندید نسبت به کارهایی که بچهها میکنند، انگار دنیا برایشان اهمیتی ندارد، چیزی از آنها گرفته بشود یا به آنها داده بشود خیلی ارزش ندارد، میزان تصرفات آنها را نسبت به افراد بزرگسال بخواهید نگاه کنید اصلا میبینید چقدر این پایین است، چقدر از دنیا کم را میخواهد، به کم قناعت میکند. در مقام بذل و بخشش میبینید چقدر اینها راحت از یک چیزی میگذرند خیلی راحت و حتی افراد بزرگ به این آسانی نمیگذرند.

