تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان
8اما خب بابا شما که یک همچنین تاثیری را احساس کردی خب پی آن را بگیر، صحبت ما این است همین صرف احساس نباشد، خودت داری میگویی تو که خودت الان داری اعتراف میکنی و داری میگویی که من یک همچنین مسئلهای را احساس میکنم خب چرا بعد از ماه رمضان پی آن را نمیگیری؟ خب پی آن را بگیر که خلاصه هی این اکسیر بیشتر به وجود تو و به آن مس وجود تو تماس پیدا کند تا اینکه... خلاصه مسئله مسئله پیگیری است، پیگیری مسئله است، این مهم است که چیزی را که انسان احساس میکند پی بگیرد و همت پیگیری داشته باشد.
این قضیه هست این فضایی که انسان وارد میشود این فضا این تاثیر را در انسان میگذارد، فلهذا خب اقتضا میکند که انسان این فضا را مغتنم بشمارد و همینطور سرسری نگیرد و درک کند و این مسئله ماه مبارک را درک کند. خیلی عجیب است الان یک قضیهای یادم آمد خیلی محل عبرت است، این بسیار قضیه قابل توجهی است. در جایی میخواندم، در مقالهای میخواندم که در همان زمان گذشته یک روز یکی از بزرگان مغرب زمین که همان هنری کوربن که میآمد و خدمت مرحوم علامه طباطبایی میرسید و بسیار مرد با فهم و عالم و اهل فلسفه و خوش نفس و صافی ضمیر و غیرمعاند، اینها از خصوصیات ایشان بوده و مرحوم علامه به مرحوم آقا میفرمودند در یک جلسهای که من هم بودم، میفرمودند که به اعتقاد بنده ایشان در اواخر عمر شیعه هم شد، و از صحبتهایش این برمیآمد که تشیع را ایشان اختیار کرده.
یک روز ایشان میآید قم و به دیدن یکی از آقایان میرود که الان هم فوت کرده، از آقایان معروف. خیلی باعث تعجب است برای من اینها واقعا عبرت است، این که عرض میکنم انسان باید از خداوند بخواهد که خدا فهم به او بدهد معرفت بدهد، وقتی میرود در آنجا ماه مبارک بوده، البته ناقل این قضیه و گوینده این سخن این را به عنوان تعریف و تمجید از آن شخص و از آن فرد صاحب بیت نقل میکرد، ولی خب چه عرض کنم! ماه مبارک بوده و میرود در آنجا و این شخص دستور میدهد که برای ایشان چای و میوه بیاورند و میآورند. تا این میبیند رو میکند به آن آقا و میگوید: آقا ماه مبارک است شما دستور چای و میوه میدهید؟ ایشان میگویند که بله درست است که ماه مبارک است ولی شما مهمان ما هستید، و مهمان حق دارد بر صاحب منزل! فلذا از این نظر، ما که صائم هستیم نمیخوریم ولیکن شما که مهمان هستید اشکال ندارد و ما گفتیم برایتان بیاورند!

