اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان

14076
سال 1438
نسخه عربی

تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان

5
  • می‌گویند افرادی که می‌رفتند خدمت مرحوم قاضی وقتی که می‌آمدند بیرون از کیفیت بیرون آمدنشان می‌فهمیدند پیش مرحوم قاضی بودند. حالا چه بر سرشان می‌آمد خدا می‌داند که خلاصه این نفس قدسی و مطهر این مرد بزرگ با جان و روان و سرّ و ضمیر آنها چه کرد که وقتی دارد می‌آید بیرون حالش فرق می‌کند. مجالس مرحوم آقا ملا حسینقلی همدانی می‌گفتند اینطوری بوده، مجالس مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه اینطوری بوده، حالا مجالسی هم هست که بروید ببینید چه برسر آدم می‌آید آن هم هست. این برای چیست؟ هر دو یک شکلند، هر دو یک قیافه دارند هر دو یک ظاهر دارند، آن انسان را به ملکوت می‌برد این انسان را به قعر ناسوت سقوط می‌دهد، سقوط می‌دهد به قعر ناسوت، از آن چاه نفت هم پایین‌تر، چاه نفت چند کیلومتر باید برویم پایین؟ آن از زیر آن چاه هم می‌برد پایین‌تر که دیگر نمی‌تواند دربیاید.

  • دنیا دنیاست، در هر ظاهری می‌خواهد باشد و در هر لباسی می‌خواهد باشد، و در هر شکل و شمایلی می‌خواهد باشد وقتی خدا در آن نباشد همین است، لذا می‌گویند که مجالس‌تان را مجالس ذکر قرار بدهید، مجالس‌تان را مجالس توسل قرار بدهید، مجالس‌تان را مجالس توحید قرار بدهید، این برای چیست؟ به خاطر آن اثری که دارد این اثر می‌آید انسان را خواهی نخواهی...

  • یک بنده خدایی بود بعضی از سالها بود مرحوم آقا دعوتش هم می‌کردند در همین ماه رمضان یا غیر از ماه رمضان دعوت می‌کردند برای مسجد قائم البته الان دیگر فوت کرده، ایشان خب ابتدای ماه رمضان که وقتی می‌آمد منبر می‌رفت اتفاقا مرد فاضلی هم بود خوش صحبت بود فاضل بود بله علی کل حال، ابتدا و اول ماه رمضان انسان او را در یک قیافه‌ای می‌دید، در یک شکل و شمایلی می‌دید، در یک وضعیتی می‌دید، هی هر چه می‌گذشت می‌دیدی قیافه‌اش دارد عوض می‌شود صورتش دارد عوض می‌شود، طرز لباسش حتی دارد عوض می‌شود، طرز صحبتش دارد عوض می‌شود، طرز برخوردش عوض می‌شود، سیمایش تغییر می‌کند. البته خب به من هم اظهار محبت می‌کرد من آن موقع خیلی سنم کم بود حدود هفده هجده سالم بود، بیست سال، در همین حدود بودم ولی خیلی ایشان به من اظهار محبت می‌کرد و خلاصه بعد از صحبت و منبر و یا قبلش با هم صحبت می‌کردیم. البته غیر از منبر و تبلیغ و اینها خب کارهای دیگری هم داشت و فقط منحصر به این نبود.