تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان
17-نه! نمیشود، این علی اصلا یک خاصیتی دارد (آنها خوب میفهمند) اصلا وجودش مثل عسل میماند، هر کسی بیاید یک قاشق از این عسل بخورد گرفتار میشود پس این را باید چکار کرد؟ باید آورد و حسابش را رسید، نمیشود همینطوری رهایش کنیم، یا باید در زندانش کرد یا باید بیعت کرد یا باید گردنش را زد.
لذا شمشیر بلند میکنند بالای سر امیرالمومنین یا بیعت کن یا گردنت را میزنیم. مگر عمر این کار را نکرد؟ شمشیر بلند کرد گفت من گردنت را میزنم، همین، همین کار را هم آنها کردند، همین کار هم همیشه میشود، همیشه هم همینطور است، افرادی که در آن زمان بودند خونشان با افرادی که در این زمان است تفاوت نمیکند، پلاسمایشان یکی است، گلبول قرمزشان، سفیدشان هر چه هست، خون، سلول، مو، استخوان و همه یکی است، آن هزار و چهارصد سال پیش بود ما هزار و چهارصد سال بعد آمدیم، یک تفکر است، یک نفس است، یک حرکت است، یک مرام است، یکی است.
شما این هزار و چهارصد سال را بردارید ما میشویم همانهایی که در همان زمان رفتند بیعت کردند با آنها هیچ تفاوتی و هیچ فرقی نمیکنیم، آنها هم اگر هزار و چهارصد سال بعد و الان بودند، الان هم همین کار را میکردند، فقط این زمان است، زمان هم که دست ما نیست، خدا آنها را آن موقع خلق کرد و ما را این موقع خلق کرد. نه راه عوض شده، نه مسیر عوض شده، نه خواستهای نفسانی عوض شده، نه امیال عوض شده، همه چیز سر جایش است، اگر آنها میل به آب و هوا و غذا داشتند ما هم داریم، نخوریم میمیریم. اگر آنها بیماری برایشان پیدا میشد و به اصطلاح قابل برای مداوا بود خوب میشدند و اگر قابل مداوا نبود... الان هم همین است. خواستهای آنها الان هم همین است، تفاوتی نمیکند، میل برای رسیدن به مسائل دنیوی، برای ریاستها، هم در آن موقع بوده هم بعد بوده و هم الان هست و هم بعدا خواهد بود، همه اینها یکی است.

