تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان
10هر جا مرحوم آقا میرفتند در ماه مبارک اینطرف و آنطرف چیزی احساس میکردند این قضیه را تذکر میدادند. یادم است که یک دفعه با ایشان رفتیم بیمارستان دیدن یکی از افراد، در زمان شاه، وقتی رفتیم، ماه مبارک بود، یک ظرف میوه در همان اتاق گذاشته بودند روی میز، مرحوم آقا فرمودند این را بردارید بگذارید در یخچال، ماه مبارک است، کسانی که میآیند در اینجا نیاز به پذیرایی ندارند چون همه روزه هستند و اگر هم نباشند احترام ماه مبارک اقتضا میکند که نباید در اینجا باشد، حتی نباید باشد حالا کسی هم بخواهد بخورد یا نخورد.
درک این مطلب، این درک یک مسئلهای است که ما باید از خدا بخواهیم خدا توفیقش را به ما بدهد که چطور ما درک کنیم، سنمان به نود نرسد و بعد هنوز در این مسائل ما گیر کرده باشیم و فهممان و ادراکمان، همان فهم وادراک پنج سانتی که دیشب گفتم در همان حد بماند و در همان حد هم از دنیا برویم و نصیبی بیشتر نداشته باشیم. اینجاست که عرض بنده در خدمت دوستان این بود که وقتی یک همچنین توفیقی خداوند قسمت کرده چرا ما بیاییم دست پایین را بگیریم؟ چرا؟ چرا نرویم بالاتر؟ چرا از این فضا خودمان را بیرون نیاوریم؟ چرا در آن فضاهایی که اولیای الهی مانند بزرگان طریقت جناب مولانا راجع به خصوصیات ماه مبارک و کیفیت مراقبه در این ماه و کیفیت ضبط نفس نسبت به کثرات و آن هجوم تخیلات و خیالات و اوهامی که باعث حضیض ما، نه باعث رفعت ما باعث صعود ما میشود ما نسبت به آنها چرا کوتاهی کنیم؟ در مراقباتی که برای این ماه و حتی سایر ایام نه اینکه فقط اختصاص به این ماه داشته باشد، فرمودهاند که فکر را باید انسان از گناه بیرون بیاورد حالا گناه نمیکند نکند، حتی فکر او هم برای انسان کدورت میآورد، یعنی شما نمیتوانید درک واقعی این برکات را بکنید همراه با ورود و با توارد و توالی این خاطراتی که این خاطرات مکدر است.

