تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان
7آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
واقعا این ولایت قضیهاش چیست؟ این مسئله ولایت، مسئله این اهل بیت چیست؟ این چه داستانی است که وقتی که این اکسیر به نفس انسان میخورد به جان انسان میخورد همه کدورات را همه را میزند و میشوید و محو میکند و نابود میکند و به جای او نورانیت و انبساط میآورد اینها همه برای چیست؟ برای ولایت است دیگر.
فَأُوْلٰئِكَ يُبَدِّلُ اَللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ ﴿الفرقان، ٧٠﴾ تمام سیئات تبدیل به نور میشود و این خیلی عجیب است یعنی یک مسئله عجیبی است که از نظر فلسفی هم حتی این مسئله دلیل و علت دارد که چطور یک مسئلهای که با این که صفت لا ینفک او صفت ظلمت و کدورت است اما چطور تبدیل به نور و بهجت میشود؟
این شخص هم همینطور تا آخر ماه رمضان اگر نگاه میکردی...، بعد یک روز خودش بالای منبر که صحبت میکرد راجع به ارتباط با بزرگان، که چطور ارتباط با بزرگان در نفس انسان موثر است میگفت که مثلا همین ـ با اینکه مرحوم آقا تاکید کرده بودند بر اینکه اسم من را هیچ کسی بالای منبر نیاورد و تعریفی نکند و ایشان خب ناراحت هم میشدند، جدا ناراحت میشدند اگر کسی از ایشان اسم میآورد میگفتند منبری منبرش را برود و کارش را بکند، امام صادق و امام باقر را بگوید به کسی چه کار دارد؟ ولی یک روز بالای منبر (خوب یادم است) گفت انسان نمیداند این بزرگان وقتی انسان در کنار آنها مینشیند بخواهی یا نخواهی تغییر پیدا میکند، بخواهی نخواهی تغییر پیدا میکنی، بعد خودش را مثال میزد میگفت بسم اللَه! همین جناب آقای طهرانی ـ آقا سرشان را انداختند پایین، رنگشان قرمز شد، بابا ولمان کن برو کارت را بکن ـ همین آقا! من نمیدانم این مرد چه تاثیری دارد که من هر دفعه از منبر آمدم و در کنار ایشان نشستم ـ از منبر پایین میآمد و یک ربع بیست دقیقهای مینشستند و بعد میرفتند ـ هر وقت من در کنار ایشان نشستم تاثیر نفس ایشان را در خود احساس کردم. و خب این مشخص بود اصلا مشخص بود که چطور... این عجیب بود که در ابتدا و انتهای...

