تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان
6تا آخر ماه رمضان که میشد اصلا انسان میدید اگر الان یک عکسی از این بگیرند و یک عکس هم در اول ماه اصلا این دو تا با همدیگر هیچ تناسبی ندارند. یادم میاد خدا رحمت کند مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یک کتابی آن موقع همان زمانهای سابق، همان زمان شاه که یک کتابی درآمده بود به نام قاضی انطاکی، اگر درست یادم بیاید لماذا اخترت مذهب شیعه، مذهب اهل البیت ظاهرا به این عبارت برای قاضی انطاکی، برای انطاکیه بوده در آنجا این جزو عامه بوده، اهل تسنن بوده و بعد میآید و تحقیق میکند و تفحص میکند و مستبصر میشود و شیعه میشود. من این کتاب را دارم منتهی نمیدانم کجاست ولی میدانم دارم چون همان موقع این کتاب را گرفتم و وقتی که بیست و چند سالم بود آن را خواندم. بسیار شیرین بود، کیفیت انتقالش را از این مذهب به تشیع بیان میکند. شما بروید نگاه کنید (آن کتاب باید الان هم باشد) یک عکس ابتدایش دارد یک عکس انتهایش دارد، عبارت مرحوم آقا این بود میگفتند آقا سید محسن نگاه کن این عکسش عین عمر میماند! (مثل اینکه آقا عمر را هم دیده بودند) میگفتند نگاه کن عین عمر! چشمها تیز، برافروخته، چهره چهره خشن، تند.
بنده که ندیدم آن جناب را ولی خب بزرگان حتما...، اما وقتی عکسی که در آخر کتاب انداخته را نگاه کنید: صورت محزون، مغموم، چشمها اصلا از آن حدّت افتاده و تبدیل به یک حالت واقعا مظلومانه و نورانی و مسکنت، حالت مسکنت و عبودیت... این برای چیست؟ برای اینکه اعتقادش را عوض کرده، اعتقاد وقتی برمیگردد به اعتقاد امیرالمومنین علیه السلام، این بلا را سر آدم درمیآورد دیگر، عوض میکند همه چیز انسان را عوض میکند، نفس انسان را زیر و رو میکند چون اکسیر است، اکسیر را شما به مس بزنید اصلا مولکولهای مس را عوض میکند تبدیل به طلا میکند، زرگر میرود او را آزمایش میکند میبیند طلاست. اصلا زیر و رو میکند.

