تاثیر محیط بر سلوک و مسیر انسان
11فکر آزار مردم، فکر اذیت مردم، فکر گناهان دیگر، فکر غلبه بر افراد، اینها هر کدام یکی پس از دیگری اینها میآید و مانند آن بارانی که میخواهد ببارد و برای این که آن باران نرسد شما بیایید یک پارچه بکشید روی این مزرعه و جلوی آن باران را بگیرید، باران هی میآید میخواهد زیاد شود، زیاد شود حتی از آن پارچه و ساتر عبور کند، شما یک ساتر دیگر هم روی آن میکشید تا میخواهد از آن حتی عبور کند شما یک یک میآیید ساتر میاندازید به طوری که دیگر اصلا هیچ منفذی و مجالی برای رسیدن باران به آن مزرعه دیگر باقی نمیماند اینها هم همینطور است، لذا برای اینکه انسان از این فضا بیرون بیاید حتی فکر گناه هم نباید بکند. خیال گناه هم نباید بکند، حتی خودش را به مسائل این دنیا که برای او صد من یک غاز هم ارزش ندارد و چه بخواهد و چه نخواهد انجام خواهد شد خودش را معطل اینها هم نکند.
اینها هم همه دنیاست، اینها هم از عروج و از صعود انسان جلوگیری میکند. این که شما شب میخواهید بروید بخوابید، با چه حال و هوایی میخواهید بروید بخوابید؟ در چه فکری هستید؟ در این فکر که آیا وضو بگیرید و با طهارت بروید اذکار خواب را انجام بدهید، با یک طهارت نفس بروید با یک سبکی بروید، یا اینکه با این فکر که بلند شوم بروم در رختخواب همراه با خودم این موبایل و نمیدانم کامپیوتر و این چیزها را هم ببرم ببینم این اخبار چه میخواهد بگوید! اخبار را ببینم و بخوابم. زمین تا آسمان بین این دو حال تفاوت است، اگر آن حال را داشته باشید بهره متناسب با آن حال هم در خواب سراغ تو میآید.
مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه میفرمودند هر وقت من در روز مراقبهام بهتر و لطیفتر و محکمتر بود آثارش و وارداتی که در شب برای من حاصل میشد ـ فرق نمیکند حالا در منام یا در غیر منام ـ برای من بهتر و لطیفتر و توحیدیتر بود و هر وقت نه! در روز آنچنان مراقبهای نداشتم و به مسائل مختلف میگذشت: یکی میآمد میرفت صحبتی و سخنی ... البته آن بزرگان که اهل این حرفها نبودند آنها حتی در فکرشان، در خیالشان، در ضمیرشان آن نحوه مراقبهها را داشتند نه مثل ما که باید از همین گناهان ظاهرو اینها پرهیز کنیم. اصلا بین مراقبه آنها و مراقبه ما این تفاوت تفاوت ماهوی است و ما کجا و آنها کجا.

