محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی
10و باید به این مسئله دقت بشود، این که من خدمت رفقا عرض کردم که ما باید خدا را شکر کنیم که ما را در یک فضایی قرار داده که آن فضا را از نفس اولیای خدا میدانیم و از مبانی که در این مکتب از زبان آنها و از نفوس طیبه آنها مطالب القا شده میدانیم، ما باید خدا را در اینجا شکر کنیم و الا مطالب در جاهای دیگر جور دیگری است، خودمان هم داریم میبینیم جور دیگری است و تفاوتش را هم احساس داریم میکنیم. پس بنابراین باید فرصت را مغتنم بشماریم حال که یک همچنین توفیقی خدا داده دیگر ما نباید فکر و خیالمان را ببریم در همان جایی که فکر و خیالهای بقیه هست، خب میشویم مثل آنها دیگر، دیگر چه فایده؟ فایدهای ندارد.
شما بروید پیش یک طبیبی، بیماری داشته باشید، طبیب هم به شما نسخه میدهد: آقا این دوا، این دارو، این پرهیز،... بعد هم بلند شوی بیایی نسخه را بگذاری کنار و بروی سراغ حرفهای دیگر و مطالب دیگری و جای دیگر، خب چرا اینجا آمدی؟ خب برای چه اینجا آمدی؟ چرا وقتمان را گرفتید؟ از اول میرفتید پیش همانی که قبولش دارید! از اول میرفتید همان جاهایی که نسخههای دیگر میدهند! یک جاهای دیگری و به نحوه دیگری.
خب این هم اتلاف وقت است هم اتلاف فرصت برای آن بنده خداست، این که الان خدا این فرصت را داده و این مجال را داده این فرصت و این مجال را پس باید از آن انسان حسن استفاده را بکند حسن استفاده چیست؟ حسن استفاده این است که برود ببیند همان فضایی که اگر اولیای خدا وجود داشتند و حضور داشتند، آن فضا را برای خودشان و برای ما ایجاد میکردند ما هم همان فضا را برای خودمان ایجاد کنیم، همان فضای فکری، همان فضای عملی، همان فضای اجتماعی و همان فضای شخصی، آن فضا را بیاییم برای خودمان ایجاد کنیم، آن وقت در آن فضا حرکت کنیم، از اینجا برویم از اینجا نرویم، اینجا بایستیم اینجا توقف کنیم آنجا حرکت کنیم... بله؟

