اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی

14290
سال 1438

محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی

9
  • یک روز عصر ماه رمضانی بود و ایشان در حیاط نشسته بودند، یکی از دوستان خدا رحمتش کند از یکی شهرستان‌ها تلفن زد، گفتند آقا سید محسن برو ببین تلفن کیه، ما رفتیم دیدیم یکی از دوستان از یکی از شهرستان‌هاست ایشان تماس گرفته و می‌خواستند از آقا سوال کند ببیند مثلا فرض کنید راجع به فلان مطلب چه کنیم، من یک دفعه خیلی متاثر شدم، خب اصلا گفتن ندارد، شما اصلا برای چه سوال می‌کنی. اما در عین حال خب آمدم پایین و به ایشان عرض کردم که یک همچنین مطلبی است، یک مرتبه ایشان عصبانی و برافروخته شدند: آقا مگر ما مطلب را نگفتیم، چند دفعه یک حرف را بگوییم، ما مطلب را می‌گوییم و خودتان دیگر بایستی که ببینید چه کنید، آخر این حرفها گفتن دارد در تلفن؟ این حرفها زدن دارد؟ خیلی ایشان ناراحت شدند. 

  • خب من رفتم گفتم که آقا هر طوری خودتان نسبت به این مسئله تشخیص می‌دهید همان‌جور عمل کنید، خب اگر نظر آقا در آن موقع بر موافقت بود دیگر این حرفها نبود، می‌گفتند آقا بگو بله برو این کا را بکن، آن کار را بکن، پس معلوم است نظرشان بر مخالف بوده صددرصد، چطور اینکه خودشان هم به بنده گفتند صددرصد نظرم مخالف بوده، حالا بنده بیایم و بگویم که نه چون ایشان در یک مورد فلان مطلب را گفتند پس دیگر همیشه: بودند یا نبودند، شرایط فرق می‌کرد یا شرایط فرق نمی‌کرد، در قید حیات یا در قید ممات، به هر کیفیتی مسئله آن‌طور است! نخیر مطلب این‌طور نیست. اولیاء الهی سخنانشان مشروط است به شرایط خاص، آن موقعیتی که این صحبت در آنجا القا شده یا این که در سخنانشان ملاکاتی را عرضه کنند که آن ملاکات منطبق باشد بر همان شرایطی که در آنجا گفته شده، بله در هر وقتی که ملاک وجود داشته باشد طبعا آن سخن هست اما اگر ملاکات متفاوت بود دیگر در آنجا ما نمی‌توانیم کلام اولیاء الهی را دستاویز برای رسیدن به مقاصد دنیای خودمان قرار بدهیم. که اولیاء الهی ناموس پروردگارند و شوخی با آنها و با کلامشان نمی‌شود کرد. توجه می‌فرمایید؟