بیاناتی پیرامون سورۀ تحریم و شأن نزول آن
5ما این آیات را میخوانیم و خیلی زود ردّ میشویم که بتوانیم معنا کنیم.
کنارهگیری پیامبر از بعضی زنان خود بهسبب افشای سرّ
پیغمبر وقتی که این خبر را به این زن دادند و این زن رفت و افشا کرد، او را خواستند و گفتند: «چرا رفتی این حرف را افشا کردی؟!» گفت: «چه کسی به تو خبر داده که من حرفت را افشا کردم؟!» پیغمبر گفتند: «خدا به من خبر داده است که تو رفتی افشا کردی!» خیال میکرد که رفته و اینها را به پدرش گفته و افشا کرده است، ولی پیغمبر خبر ندارد و نمیداند!
پیغمبر در اثر همین قضیّه، از تمام زنهایشان دست کشیدند و حرکت کردند و به همان محلّ ماریۀ قبطیّه رفتند. در آنجا یک ماه ماندند بهطوریکه همۀ زنها میگفتند: «دیگر پیغمبر همۀ ما را طلاق میدهد و از همۀ ما (از همین زنهایی که چنین و چنان بودند) إعراض کرده است!»
یک مرتبه عمر پیش پیغمبر رفت و گفت: «یا رسولاللَه، تو قصد طلاق اینها را داری؟!» پیغمبر فرمود: «هنوز امری از طرف خدا به من صادر نشده است.» برگشت و به اینها دلداری داد که پیغمبر اینچنین [میگوید].
و بعد از یک ماه که پیغمبر از مدینه بیرون رفتند و در همان مشربۀ امّابراهیم بودند ـ رزقَنا اللَه و إیّاکم جمیعاً إنشاءاللَه لزیارتِه و الإستفادةِ و الإستفاضةِ مِن برکاتِ روحانیّتِه و معنویّتِه1 ـ و احتمال طلاق بر پای همۀ زنها بود،2 آیه آمد:
﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَهُ لَكَ﴾؛ «ای پیغمبر، چرا بر خودت حرام کردی آنچه را که خدا بر تو حلال کرده است؟!»
﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَ﴾؛ «این کار را میکنی برای اینکه دل این زنهایت را بهدست بیاوری؟!»
﴿وَٱللَهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾.3
آنچه خدا بر تو حلال کرده است هیچوقت حرام نمیشود. اگر در قضیّۀ ماریه باشد، ماریه کنیز تو است و خداوند این را بر تو حلال کرده و تا آخر عمر هم بر تو حلال است؛ ولو قسم بخوری و نذر هم بکنی که بر تو حرام است، حرام نمیشود و او حلال است. در خانۀ خودت در اطاق حفصه این کار را کردی که کردی؛ مگر آن خانه و آن اطاق، ملک طِلق حفصه بوده است؟! این که کار گناهی نیست! آنچه جایز نیست این است که مثلاً کسی در حقّ یکی از زنهایش کم بگذارد و به زن دیگر بدهد. پیغمبر نُه عیال داشت4 و هر کدام از آنها یک اطاق داشتند که اختصاص به خودشان داشت.5 و این برای کنیزها نبود؛ کنیزهایی که پیغمبر آوردند، غیر از قضیّۀ زنها بود.6 آن نُه تا برای زنها است؛ و پیغمبر دربارۀ آن نُه زن که حقّ آنها را ادا میکند، حال میخواهد ده تا، بیست تا کنیز دیگر هم داشته باشد و یا نداشته باشد، به آنها مربوط نیست!
- مطلع انوار، ج١، ص ٧٢:
«در مدینۀ منوّره روزی با رفقا به مشربۀ امّابراهیم رفتیم، در شارع علیّ بن أبیطالب است که در سابق به آن عَوالی میگفتند (ابتدای شارع را بابُ العَوالی و همۀ آن محلها را عَوالی میگویند). مشربه در منتهیٰالیه شارع، در طرف چپ، متّصل به خیابان است و درش در خیابان فرعی است که در چپ شارع واقع است. فعلاً مشربه قبرستان است، ولی محلّ سکونت ماریۀ قبطیّه (مادر حضرت ابراهیم ابن رسولالله) بود، و چاهی را که حفر نموده بودند و با نزول چند پلکانی دسترسی به آب داشت، همه به همان وضع و کیفیت موجود است.
مشربه و مُسقّفی که فعلاً موجود است بسیار روحانی است، و به قدری پر نور و باز و با روح است که این حقیر غیر از مسجد سهله، هیچ جا را همانند آن در این خصوصیّت ندیدهام!» - رجوع شود به صحیح البخاری، ج ٣، ص ١٠٤؛ الدّرّ المنثور، ج ٦، ص ٢٤٢.
- سوره تحریم (٦٦) آیه ١.
- السّیرة النّبویّة، ج ٢، ص ٦٤٣.
- رجوع شود به الطّبقات الکبریٰ، ج ٨، ص ١٣١ ـ ١٣٤؛ الإستیعاب، ج ١، ص ٣٤٩.
- رجوع شود به أنساب الأشراف، ج ١، ص ٤٨٥؛ إمتاع الأسماع، ج ٦، ص ٣٤٠ ـ ٣٤٨.
- مطلع انوار، ج١، ص ٧٢:

