بیاناتی پیرامون سورۀ تحریم و شأن نزول آن
4سنّیها میگویند:
این سوره که مسلّماً در مذمّت عایشه و حفصه نازل شده، راجع به قضیّهای است که دربارۀ ماریه اتّفاق افتاده است. و قضیّه این است که یک روز حفصه در اطاق خودش نبود و پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم در اطاق حفصه بودند و ماریه هم آنجا بود و حضرت با ماریه آمیزش و نزدیکی کردند. حفصه رسید و داد و بیدادش بلند شد که: «تو چه حقّی داشتی در اطاق من با کنیزت نزدیکی کنی؟!» پیغمبر گفتند: «سر و صدا نکن!» و او داد و بیداد و اینطرف و آنطرف کرد و گفت: «خبر میدهم!»
پیغمبر با خود نذر و عهد کرد که دیگر تا آخر عمرش با ماریۀ قبطیّه نزدیکی نکند! و به این قِسم، دل حفصه را بهدست بیاورد که مثلاً دیگر من در عمرم با او پا در اطاق تو نگذارم و من در عمرم دیگر با او نزدیکی نمیکنم!1
این شأن نزولی است که سنّیها میگویند.
امّا شیعهها میگویند:
در همین ایّام، پیغمبر راجع به خلافت عمر و ابابکر برای حفصه فرمود که: «اینها غصب میکنند و بعد از من چنین و چنان میکنند!» در بین خودشان هم بود و اینها از اسرار بود که به هیچکس نباید گفت. حفصه رفت به پدرش گفت که: «رسولاللَه خبر داده است که چنین میشود و چنان میشود و تو و ابابکر میآیید و خلافت را غصب میکنید و میگیرید و فاطمۀ زهرا را میکشید! و تمام این جریانات را پیغمبر خبر داد.»2
همۀ شیعهها گفتهاند که شأن نزول دربارۀ این است؛ چون افشای سرّی که اینها کردند، راجع به قضیّۀ ولایت است. اینها افشای سرّ کردند، رفتند و گفتند که پیغمبر همچنین خبری داده است.
این سوره نازل شد و این سوره خیلی عجیب است؛ یعنی در کوبیدن و از بین بردن و حکم به کفر و نفاق و هرچه شما بگویید، نسبت به اینها کوتاهی نکرده است! یعنی ما دیگر اصلاً از این سوره شدیدتر نداریم، و نمیشود گفت!
- الکشّاف، ج ٤، ص ٥٦٦؛ الدّرّ المنثور، ج ٦، ص ٢٣٩.
- تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣٧٥؛ تقریب المعارف، ص ٢٤٨؛ مجمع البیان، ج ١٠، ص ٤٧٢.

