بیاناتی پیرامون سورۀ تحریم و شأن نزول آن
7علّت اقدامات عمر علیه امیرالمؤمنین علیه السّلام برای کسب خلافت
الآن موقع برای آنها خیلی خطیر است! من خیال میکنم که این عمر و ابابکر، بهخصوص عمر که در تمام این جنایات بر ابابکر و... خیلی مقدّم بود، وضعش با پیغمبر طوری بود که مثل آفتاب، روشن میدید که اگر خلافت در دست امیرالمؤمنین و بنیهاشم باشد، آنها هیچ بهرهای از زندگی ندارند؛ یعنی تمام این کینهها و... عملی نمیشود، محکمه تشکیل نمیشود، تعدّی نمیشود، نمیتواند به کسی شلاّق بزند، و تمام اینها از بین میرود و او دیگر یک مرد عادی است. و او برای اینکه جلوی تمام آن وقایع را بگیرد، این اقدام را کرد و کودتایی تشکیل داد و فاطمۀ زهرا را هم کشت و امیرالمؤمنین را به این قِسم خانهنشین کرد، و قدرت را گرفت و بنیهاشم را تا ابد در مظلومیّت و در شلاّق و شکنجه انداخت، برای اینکه خودش همان چند روز در امر و نهی و فرمان و ریاست و... باشد.
افشای اسرار ولایت توسّط حفصه و عایشه
آیه میفرماید:
﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾؛1 «اگر شما دوتا زن توبه کردید به سوی خدا، قلبهایتان یک انحرافی پیدا کرده و برگشته است؛ اگر توبه کنید آن انحراف قلب سر جای خودش میرود.»
تا بهحال صحبت دربارۀ یک زن بود، ولی از اینجا معلوم میشود که دو زن در این کار دخالت داشتهاند. مثلاً این زن رفته است به آن زن دیگر گفته است، آنوقت هر دو رفتهاند به پدرهایشان گفتهاند. عایشه رفته است به ابوبکر گفته است و حفصه رفته است به عمر گفته است، و هم ابوبکر و هم عمر از قضایا مطّلع شدهاند؛ و در اینجا این دو نفر، هر دو خیانت کردهاند، چون هر دو سرّ پیغمبر را فاش کردهاند. سرّی که پیغمبر به حفصه فرموده بود و بعد او به عایشه و به پدرش گفت و افشای سرّ کرد؛ عایشه هم میداند این سرّ پیغمبر است و نباید بگوید ـ ولو اینکه حفصه به او گفته است، ولی بالأخره سرّ را که نباید بگوید ـ امّا او هم رفته است به پدرش خبر داده است؛ لذا هر دوی اینها مجرم شدند و آن هم چه جرمی، جرمی که سرّ پیغمبر را فاش کردند! سرّ پیغمبر را فاش کردن خیلی عقبه دارد و سرّ عادی نیست، بلکه دنیایی به هم میخورد!
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٤.

