بیاناتی پیرامون سورۀ تحریم و شأن نزول آن
15زن گرفتن پیغمبر مشکلات زیادی برای پیغمبر ایجاد میکند و غیر از این هم چارهای ندارد؛ این باب باید مفتوح باشد. آنوقت شما آمدید و دختران خود را هم به پیغمبر دادید که بگویید: «ما پدر زن پیغمبر هستیم!» و برای خودتان هم دکّانداری و بازار داری میکنید و خارج را هم گرم کردید و مردم را هم با خودتان همراه نمودید!1
«ای کسانی که ایمان آوردید، خودتان و اهلتان را از آتش نجات بدهید! آتش قیامت، ملائکۀ غلاظ و شداد دارد که به مأموریت عمل میکنند!» ﴿لا يَعۡصُونَ ٱللَهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَ يَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾!
این خطاب به کیست؟! این معلوم و روشن است که خطاب به همین ابابکر و عمر است، بهخصوص آن دو نفر! ولو عثمان هم باشد، امّا عثمان در مرحلۀ سوّم است و آدمی است که در زمان عمر نفر دوّم مملکت و شخص دوّم حساب میشد.
قتل رقیه دختر پیغمبر توسّط عثمان در زمان حیات پیغمبر
او هم در زمان رسول خدا با بنیامیّه میساخت، خیلی کارها میکرد، جاسوسها را در خانۀ خودش میآورد و جا میداد، و داستانها دارد! اصلاً این شخص برای همین جهت بود که حضرت رقیّه را کشت! حضرت گفته بود نباید کفّار را در خانۀ خودتان بیاورید و جای بدهید. یک شب معاویة بن مغیرة را آورد و در خانۀ خودش مختفی کرد.2 این دختر آمد به پیغمبر گفت که: «شوهر من برخلاف دستور خدا، مشرک را آورده و پناه داده است!» و پیغمبر او را خواستند؛ او عصبانی شد و آمد منزل با چکمه آنقدر به زنش زد تا از دنیا رفت. این داستان خیلی مفصّل است.3 این مطالب از سنّیها است!
کیفیّت دلالت آیات بر عتاب شیخین
باز هم عثمان در ردیف بعد از اینها است؛ شرارت عمر خیلی عجیب است، بعد از او ابوبکر و بعد از او عثمان؛ لعنةُ اللَه علیهم أجمعین، خودشان، حزبشان، دستۀشان، همه پلیدند! إنشاءاللَه خدا به ما روزی کند تا برویم و کنار جهنّم بایستیم ـ امّا به شرط اینکه دلتان به رحم نیاید ـ آنجا مثل آن ملائکۀ غِلاظ و شِداد که میکوبند و میزنند، شما هم از همان امرها بکنید که: بزنید و بکوبید!
- رجوع شود به کتاب سلیم، ج ٢، ص ٥٧١، الحدیث الثّالث؛ السّقیفة و فدک، ص ٤٦؛ شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج ١، ص ٢١٩.
- رجوع شود به المغازی، واقدی، ج ١، ص ٣٣٣؛ الکامل، ج ٢، ص ١٦٥؛ منهاج البراعة، ج ١٠، ص ٣٣؛ امام شناسی، ج ١٣، ص ٦٥ ـ ٦٨.
- رجوع شود به الکافی، ج ٣، ص ٢٥١ ـ ٢٥٣؛ الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٩٦؛ امام شناسی، ج ١٣، ص ٦٨ ـ ٧٣.

