
دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
10مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه میفرمودند که موت تغییرپذیر نیست در آن وقتیکه باید بیاید میآید، ولی خدا صحت و سلامتی را در اختیار انسان گذاشته که انسان وقتی میتواند در این دنیا بهتر زندگی بکند خدا این اختیار را داده که بهتر بتواند به کارش برسد، البته حالا بعضی از اوقات هم گرفتاریهایی میآید که آنها هم جای خودش را دارد. گفتند موت تغییر نمیکند، آنکه در پرونده است آن خواهد آمد آن اینطرف و آنطرف نمیشود، ولی این هم ... واقع همین است. وقتی یک شخصی سالم باشد بهتر میتواند فکرش ذکرش راحتتر باشد، بهتر بتواند توجّه داشته باشد، بهتر بتواند عبادت بکند بهتر بتواند به کارش برسد.
این مسئله برای انسان خیلی خوب روشن میشود واضح میشود آن استقلالی که تابهحال به این بدن میداد و این بدن را «خود» میپنداشت و خیلی دلواپسش بود، خیلی رویش وسواس داشت، آی چرا اینجایم لک درآورد، آی چرا اینجایم سیاه شد آی چرا اینجایم سفید شد زرد شد، فوری بروم دکتر اینجایم یک جوش درآورده آنجا موش درآورده. این حالت تبدیل میشود به یک حالت وساطت و آلیت و وسیله بودن، از آن جنبه استقلالی و نظر استقلالی تبدیل میشود به یک نظر آلی آلی یعنی واسطه همینقدر این بدنت را سالم نگهدار که بتوانی کارت را انجام بدهی، بتوانی کارت را انجام بدهی.
همین مسئله است که بسیاری از فلاسفه از جمله بوعلی اینها قائل هستند که بهطور کلی در عالم قیامت مسئله عقاب و مسئله ثواب اصلًا مربوط به روح است و بدن کارهای نیست؛ یعنی رسیدن به همین نکته. چون میگویند بدن از بین میرود و تمام میشود و خاک میشود و خاکستر میشود. شما یک قبر را بعد از سی سال بشکافید چیزی نمیبینید در آن دیگر چیزی نیست و آنچه که باید مورد ثواب و مورد عقاب قرار بگیرد همان روح است، آن روح هم سر جایش است روح که تغییر نمیکند بدن را از دست داده. که بعضی از جهلا و جهال اینها گفتند نه، قضیه این است که دو نفر با هم بیایند با هم بروند کاری انجام بدهند و بحثهای دیگر که زائد در این مسئله است.
