
دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
9همه این حرفها برای این است که ما نه از روحمان، نه از نفسمان، جانمان، عاقبتمان، آنطرفمان، عوالمی که در پی داریم، از ترقی کمالمان، هیچکدام اینها را نمیآییم مدنظر قرار بدهیم، فقط آنچه که در اینجا میگوییم: آی دستمان اینجا خراش برداشت، آی اینجا جوش درآورد، آی آنجا فلان شد و چی شد. فقط ظاهر را ما مدنظر قرار میدهیم، جسم را مدنظر قرار میدهیم دیگر کاری بهروح نداریم، کاری به آنطرف نداریم، با عاقبت نداریم، به بهشت و جهنّم نداریم، به مسائل دیگر ترقیات به اینها کاری نداریم.
اگر کار داشتیم دیگر نیازی به این حرفهای امام سجّاد نبود به این مسائل نبود، حضرت اینها را برای که دارد میگوید؟ برای ما میگوید، برای مایی که ظاهر را بر باطن ترجیح میدهیم، جسم را بر روح ترجیح میدهیم، دنیا را بر آخرت ترجیح میدهیم، حضرت دارد برای ما بیان میکند، میگوید ما این بشری که اینطور هست این گیرش اینجاست.
اما وقتیکه خدا چشم انسان را باز کند و متوجّه بشود که مسئله کجاست، کجا را باید هدف قرار بدهد کجا را باید مقصد قرار بدهد، چه چیزی را باید در این دنیا ترجیح بدهد، یکدفعه میبینید اصلًا افکارش برگشت، دیگر به بدن به عنوان یک وجود استقلالی نگاه نمیکند، به عنوان یک وجودی نگاه میکند که خدا چند روزی این را در اختیارش گذاشته که بهواسطه این، روحش به آنجایی که باید برسد برسد.
ترقیات روح و تکامل روح در خیلی از اوقات بهواسطه بدن است؛ بدن باید بلند شود نماز بخواند تا روح برود بالا دیگر، بدن باید روزه بگیرد تا اینکه روح برود بالا، بدن باید بلند شود برود حج تا اینکه یک چیزی گیر روح بیاید، بدن باید برود دنبال کار و کسب و اینها تا اینکه روح بهواسطه این ارتباطات به پختگی خاص و یک تجربه خاصی برسد. بدن باید به دنبال رفع نیاز مستمندان و فقرا و امثالذلک حرکت کند، کسی که در خانهاش یک پایش را میاندازد روی پایش کاری نمیتواند بکند باید بلند شود برود دنبال این مسائل. خیلی از قضایا به واسطه بدن است.
