دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
5باید دعا کنیم، ناله و ابتهال کنیم به سر آدم نیاید، که آدم به یک مرتبهای برسد که بدنش را بر روحش ترجیح بدهد. امام سجّاد علیه السّلام این را میفرماید. اگر از ترس آبروریزی نبود گناه میکردم. چون ترس آبروریزی نمیگذارد من گناه بکنم، پس در اینجا ظاهر را بر باطن ترجیح دادی. اگر از ترس عقوبت بود گناه نمیکردم، پس ظاهر را بر باطن ترجیح دادی، یعنی چون خدا گفت من این دنیا کاریت ندارم دیگر مشکل حل است. اما اگر خدا میگفت نه، فلان گناه جزایش تا فردا به تو داده میشود نمیکردم. چون خدا جزا را بهطور سریع برای انسان در نظر میگیرد، بنابراین این قضیه باعث میشود که انسان نسبت به گناه بیتفاوت باشد و این برمیگردد به جهل انسان، جهل انسان نسبت به خود، جهل انسان نسبت به عاقبت خود، جهل انسان نسبت به رشد خود، جهل انسان نسبت به ترقی خود، جهل انسان نسبت به کمال خود، آنچه را که ما در این دنیا ...
ما هم همین هستیمها! منتها حالا یک قدری یک رنگ و لعابی پیدا کرده، یکخرده یک رنگ و لعابی مسئله ما پیدا کرده وگرنه در قضیه اطاعت و در قضیه معصیت در شبهای گذشته خدمت رفقا عرض کردیم که ما نسبت به خود نفس عمل و تأثیری که در ما میگذارد به او توجّه نداریم، فقط دنبال این هستیم که چه کسی فهمید چه کسی نفهمید دنبال این هستیم. اما اینکه خود این عمل چه تأثیری دارد در ما میگذارد. اگر ما به دنبال این باشیم حالا میخواهند مردم بفهمند یا نفهمند، وقتی من تشنهام میشود این آب را میخورم حالا میخواهید شما بدانید یا ندانید، دانستن یا ندانستن شما چه تأثیری در تشنگی و رفع تشنگی من دارد؟ چون فهمیدم این آب برای من مفید است و رفع تشنگی مرا میکند.
خود عمل برای ما مهم است، دانستن و ندانستن نسبت به این مسئله تأثیری ندارد. در جاهای دیگر همیشه به همدیگر نگاه میکنند، جلسه روضه تشکیل میدهند، پلاکارد مینویسند، سر کوچه اینطرف و اینطرف پخش میکنند در شهر فلانجا هیئت است، سخنران حاج آقای فلان مداح هم حاج آقای فلان، تشریف بیاورید! این هیئت اینجا درست کرده [چرا] تو چهار تا خیابان آنطرف بالای مشهد داری میروی کاغذ میچسبانی؟ وقتیکه افراد کم باشند لبولوچه صاحب عزا همینطوری پایین آویزان است، ابروهایش میشود هفت دهانش هم میشود شش و چشمش هم میشود چهار!

