دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«فَلَوِ اطَّلَعَ الیومَ عَلَى ذَنبِى غَیرُک مَا فَعَلتُهُ وَ لَو خِفتُ تَعجِیلَ العُقُوبَةِ لَاأجْتَنَبتُهُ لا لِأَنَّک أَهوَنُ النَّاظِرینَ وَ أَخَفُّ المُطَّلِعِینَ بَل لِأَنَّک یا رَبِّ خَیرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحکمُ الحَاکمِینَ وَ أَکرَمُ الاکرَمِینَ»
اگر هنگام گناه میدانستم که کسی غیر از تو بر گناه من مطّلع میشود هیچگاه انجام نمیدادم؛ چون در وقت گناه من میدیدم کسی نیست و کسی خبر ندارد مرتکب گناه میشدم، و همینطور نسبت به تو اگر ترس از تعجیل عقوبت داشتم نیز باز انجام نمیدادم؛ چون میدانستم وقتیکه گناه بکنم تا صبح نشده یا تا شب نشده حقمان کف دستمان است، هیچوقت گناه نمیکردیم. چون اگر قرار بود هر کسی یک دروغ بگوید از آن بالا یک پاره آجر در مغزش بیاید نمیگوید، مگر خل است؟ اگر بخواهد یک مالی ببرد یا دزدی بکند، جزایش این است که یکدفعه زمین دهان باز بکند و برود تو یعنی به یک ساعت هم نکشد خب کسی این کار را نمیکند. ولی دزدی میکند صاف صاف هم در خیابان راه میرود و مشکلی هم پیش نمیآید.
همینطور اگر از تعجیل عقوبت تو در همین دنیا من میترسیدم و برنامه تو به این شکل بود که به محض اینکه یک نفر گناه بکند تا یک ساعت بعد عقوبت در خور او نصیبش خواهد شد، خب نمیآمدم گناه بکنم. آن ترس ترسی بود که مرا از انجام آن گناه باز میداشت.
همه اینها به این برمیگردد که ما مسئله ظاهر را بر مسئله باطن ترجیح میدهیم؛ میدانیم در آخرت حساب و کتاب و بازرسی و اینها هست ولی ترتیب اثر نمیدهیم، اما وقتیکه پای جانمان در این دنیا میآید ترتیب اثر میدهیم. پس یعنی چی؟ یعنی ما جسم را بر جان ترجیح میدهیم! این دنیا جسم است دیگر، سر و کله و پاچه و پشم و مو و دست و پا و دل و روده و بقیه، این دنیاست!

