اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان

14576
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان

4
  • بعد حضرت فرمودند: تو که این را می‌دانی چرا آمدی؟ خودت داری می‌گویی. گفت: از سلطنت ری نمی‌توانم بگذرم. خیلی عجیب است یعنی چه؟ یعنی برتری جسم بر روح، برتری دنیا بر آخرت. می‌گوید می‌دانم وارد جهنّم می‌شوم این را یقین دارم اما عیبی ندارد. این چه مسئله و قضیه‌ای هست با اینکه می‌داند وارد جهنّم می‌شود، مورد سخط و غضب خدا قرار می‌گیرد، اما درعین‌حال لذت دو روز دنیا می‌آید و این عقاب ابدی را می‌زند کنار. خیلی عجیب است، آدم تعجب می‌کند! یعنی خدا به سر آدم نیاورد، خدا به سر آدم نیاورد!

  • یک روز ما در مسجد قائم بودیم بعد از انقلاب بود، همان روزی که رفقا داشتند مسجد را تنظیف می‌کردند و خود مرحوم آقا هم بودند حاج آقا جواد شما یادتان نیست؟! آن روز یک شخصی که‌ الان هم در قید حیات است و از بستگان است ما با هم روی یک سنگی کنار نشسته بودیم. آن موقع حالش بد نبود؛ یعنی به نسبت یک چیزهایی داشت. راجع به یک شخصی که از بستگان خود او هم بود سؤال کرد که آخر چطور می‌شود عبارتش این بود آدم خورشید را ببیند و انکار بکند و به راه دیگر برود، این اصلًا چطور می‌شود؟ یعنی این شخص که آمد همه چیز را دید همه چیز را فهمید و چشید و از این آب گوارا و خوش‌گوار و عذب و شیرین آن عطش خودش را برطرف کرد آخر چطور می‌شود بیاید و پشت کند و برود و به کار دیگر برسد و کاری نداشته باشد؟ اصلًا مگر یک هم‌چنین چیزی می‌شود؟

  • رو کردم به او گفتم: فلانی! برو دست به دامن خدا بشو که روزی نیاید خدا این توفیق را از تو بگیرد، و الا به سر آدم می‌آید یک روزی که آدم خورشید را بالای آسمان ببیند و انکار کند. و همین‌طور هم برای خودش هم شد! افتاد در یک مسائلی، در یک چیزهایی که دیگر اصلًا جای صحبتش نیست.