عامل اصلی رغبت انسان به عمل
8بله! یک قضیه یادم آمد دیگر حال و حوصلهاش را ندارم که بطور مفصل بیان کنم. در یکی از این کشورها یک روز به جای خدا، [مسئولان] یک قضیه را برداشتند یعنی آزادی گذاشتند. گفتند دیگر هر کسی آزاد است و هیچ حکومتی در کار نیست. همینقدر به شما بگویم ارتش آمد تا توانست نظم شهر را برگرداند، ارتش دخالت کرد. آن هم کجا؟ سوییس! این جایی که الان میگویند بهترین جای دنیا است و امنیت و غیره دارد، ارتش دخالت کرد تا توانست این مردم، همین مردمی که ضرب المثل هستند در حسن رفتار و حسن کردار را کنترل کند. آنها که این هستند، وای به حال ما، ببینید در مورد ما چه خواهد شد! فردا بگویند آقا در ایران قانون را برداشتیم، دولت هیچ کس را نمیگیرد، حکومت هیچ کس را نمیگیرد، هر کس خودش است و وجدانش، ببینیم چند تا با وجدان در این مملکت وجود دارد، آدم با وجدان چند تا وجود دارد. بله! درست شد؟
امام سجاد دارد به ما هشدار میدهد، حضرت دارد میگوید که ما به خاطر ترس از عقوبت است که گناه نمیکنیم، به خاطر اینکه آبروی ما نرود گناه نمیکنیم، هیچ دنبال این نیستیم که خود این گناه چه بلایی دارد بر سر ما میآورد. خیلی عجیب استها! این همان کلام أمیرالمومنین است که مىفرماید بل وَجَدْتُک اهْلا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُک. البته أمیرالمومنین در یک افق دیگر هستند و آن اصلا یک مسئله دیگری است. انسان عاقل و انسان رند آن کسی است که به دنبال امریة و نهی خدا نمیگردد، که چون خدا امر کرده برود انجام بدهد. نگاه میکند این عمل مقرب هست یا نه تمام شد، این عمل او را دور میکند یا نه، تمام شد! تمام شد!
مرحوم آقا به من میفرمودند: ما وقتیکه خدمت آقای حداد بودیم به دنبال این نبودیم که ایشان بیایند به ما امر کنند نسبت به یک قضیه یا نهی کنند؛ ما همین که احساس میکردیم این عمل مورد رضایت ایشان هست تمام بود قضیه، دیگر مسئله تمام بود، این مورد رضایت ایشان است تمام شد.

