عامل اصلی رغبت انسان به عمل
7امام سجاد علیهالسلام دارند به ما این را میگویند و هشدار این است: میگویند میدانی چرا از خدا این تقاضا و این خواست در ما هست که اگر غیر از تو کسی بر گناه ما آگاه بود، انجام نمیدادیم؟ به خاطر اینکه ما همهاش چشممان به مردم است و به خود بدبخت و بیچارهمان نگاه نمیکنیم. که تو بدبخت که دو روز دیگر داری میمیری، چه دستت است؟! همین آی آن نفهمد! آی مردم نفهمند! آی آبرویمان میرود! اصلا فکر نکردیم که این عملی که ما داریم انجام میدهیم، این چه بلایی بر سرمان میآورد، فقط به فکر این هستیم که همسایه نفهمد. اما حالا هر بلایی به سرمان آمد به جهنم، اصلا کاری به این حرفها نداریم، به این حرفها کاری نداریم. هیچ به فکر خود نیستیم، فقط به فکر آبروی خودمان هستیم که آبرو نرود، آبرویمان جلوی مردم نرود، آبرویمان جلوی رفیق نرود، آبرویمان جلوی همسایه نرود، آبرویمان جلوی مسجدیها نرود، آبرویمان جلوی فامیل نرود. درست؟
درحالیکه بیچاره! اول باید به خودت فکر کنی که این عملی که انجام میدهی چه خاکی بر سر تو میکند، چه بر سر تو میآورد؛ تو را بیچاره میکند، آنوقت تو به فکر آبرویت هستی؟ دارد تو را بیچاره میکند.
حالا یک پله بالاتر، گیرم بر اینکه نسبت به آن قضیه چون میدانیم خدا در عقوبت تعجیل نمیکند، ما کار خلاف انجام میدهیم. اگر بدانیم خدا در عقوبت تعجیل میکند، این هم باز از ترس عقوبت است نه به خاطر آن بلایی که بر سر میآید. به خاطر ترس از عقوبت است که ما این کار خلاف را انجام نمیدهیم. حالا اگر خدا بگوید من عقوبت نمیکنم، مثلا از فردا بگوید نماز را که برداشتم دو هفته تا آخر ماه رمضان نماز بینماز؛ میگوییم خدا از آن محرماتت هم یکی را حلالش کن دیگر، بالاخره خیلی ممنون از واجبات یکی برداشتی، از محرمات مثلا کدام حرام حلال بشود؟ فرض بکنید که مثلا بگوید آقا سرقت از فردا حلال است، خب آن که حلال هست برویم سراغ چیز دیگر. مثلا فرض بکنید که آقا دروغ اشکال ندارد. دو هفته تا آخر ماه رمضان هر کسی دروغ بگوید ما گناه برایش نمینویسیم، حالا دروغ هر چه بود، بود. درست است؟ من عقوبت نمیکنم، خب ما چه کار میکنیم؟ از فردا مشغول میشویم دیگر و هر کسی به تناسب حال خودش و منافع خودش و مصالح دنیوی خودش بیا و درست کن و دروغ را راه بینداز و یا علی.

