عامل اصلی رغبت انسان به عمل
3اما برای اولیای خدا فرق نمیکند. بردارد باز هم نماز را میخوانند. چرا میخوانند؟ وجوب را برمیدارد، نمیگوید که حرام است، حرمت که به جایش نمیآورد، بلکه میگوید آن الزام را برمیدارم.
اگر نخواندی عقابت نمیکنم و کاری هم به کارت ندارم، مرخص هستی، همتان مرخص هستید. ما میگوییم به! به! باز هم دو هفته غنیمت است، دو هفته هم دو هفته است، حالا بعدش هم خدا بزرگ است؛ بلکه بیاید این منت را بگذارد و بگوید شوال و ذیالقعدة و ذیالحجة را هم برمیدارم، آن سه ماه را هم برمیدارم.
میگویند وقتیکه این علی محمد باب آمده بود، ایشان طرفدارانی داشت. البته بله بعضی از خانمها و مخدرات هم از طرفداران ایشان و اطرافیان ایشان بودند و یکی هم در اینها معروف بود و داستانهایی از این قبیل از او نقل میکنند! البته داستان خیلی مفصل است، میگویند سید علی محمد باب آمده بود و ایشان شریعت محمدیة را نسخ فرمودند. بعد دیگر خلاصه یک عدهای در جایی بودند و دیگر حالا بیش از این توضیح ندهیم که رفقا خیلی کنجکاو خواهند شد که ته و تویش چه بوده است. همینقدر بدانید یک عدهای بودند و در میان اینها همه جور بودند، یعنی مذکر و مونث و خواجه. یکی درآمد و گفت: بشارت باد! بشارت باد! که حضرت نقطه اولی به ایشان میگفتند نقطه اولی شریعت محمدیة را نسخ فرمودند و چون شریعت جدید نیاوردند؛ لذا همه آزادید. دیگر بدانید چه شد، خلاصه همه به نوایی رسیدند. گفتند هنوز زمان، زمان فترت است و آن شریعت که نسخ شد شریعت جدید هم نیامد، پس دیگر یک دلی از عزا دربیاوریم. بله! حالا اگر از فردا خدا بیاید بگوید من این الزام نماز را برداشتم، چه انگیزهای برای ما هست که بلند شویم باز نماز بخوانیم، چه انگیزهای هست؟ وجوبی که در کار نیست.
چند شب پیش اینجا بود یا جای دیگر نمیدانم، عرض کردم مرحوم قاضی میفرمود که اگر ما برویم قیامت و برویم آن طرف و نماز را از ما بردارند، ما میمانیم چه کار بکنیم. اگر بگویند که اینجا جای نماز نیست، نماز برای دنیا بود، ما چه کار بکنیم؟ یعنی این چه حالی است برای این مرد که در نماز دست میدهد و حاضر نیست آن حال را آنطرف با تمام تشکیلات، با تمام بیا و بروها، با تمام لذائذ و لذتها که خب ما لا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر به این کیفیت است؛ عوض کند!

